تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1649

مساهمون:

ص١٦٤٩
عبد اللّه رسول خدا در هنگامى كه سؤال كرد از أو سلمان كه سفارشى بنويسد از براي برادرش مهاد بن فروخ بن مهيار وساير أقارب وأهل بيت أو وفرزندان أو بعد از أو هر چند نسل آورند ، هر كه از ايشان مسلمان گردد وبماند بر دين خود ، سلام بر شما باد وحمد مىكنم خدا را بسوى شما بدرستى كه حق تعالى مرا امر كرده است كه بگويم : « لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له » ، مىگويم آن را وامر مىكنم مردم را كه بگويند وامر وفرمان همه از خداست . پس خداوند است كه خلق كرده است ايشان را ومىميراند ايشان را وباز زنده مىگرداند ايشان را وبازگشت همه بسوى اوست . پس در آن نامه از احترام سلمان بسيار نوشت واز جملهء آنها اين بود : بتحقيق كه برداشتم از ايشان تراشيدن موى پيشانى را وجزيه دادن را وخمس وعشر از أموال ايشان گرفتن را وساير خرجها وتكاليف را ، پس اگر از شما چيزى سؤال كنند به ايشان عطا كنيد ، واگر استغاثه كنند بسوى شما به فرياد ايشان برسيد ، واگر أمان طلب نمايند از شما ايشان را أمان بدهيد ، واگر بدى كنند بيامرزيد ايشان را ، واگر بدى نسبت به ايشان كنند مانع شويد ، واز بيت المال مسلمانان هر سال دويست حله به ايشان بدهيد يا صد اوقيه نقره « 1 » زيرا كه سلمان از جانب رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مستحق اين كرامتها گرديده . پس در آخر نامه دعا كرد از براي كسى كه عمل به اين نامه نمايد ونفرين كرد كسى را كه آزار واذيت به ايشان برساند ؛ ونامه را أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام نوشت . ابن شهرآشوب رحمة اللّه گفته است كه : اين نامه تا امروز در دست أولاد وخويشان سلمان هست ومردم موافق فرمان حضرت با ايشان عمل مىنمايند ؛ واين از جمله معجزات آن حضرت است زيرا اگر آن حضرت علم نمىداشت كه دين أو جميع زمين را خواهد گرفت چنين فرماني نمىنوشت براي مملكتي كه در تصرف أو نبود « 2 » . ودر رجال كشى وغير آن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : سلمان علم أول
هامش
( 1 ) . در مصدر « واز اوقيه صد تا » ذكر شده است . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 151 - 152 .