حق تعالى مرا نهى كرده است اى عمر در آيهء محكمهء كتاب خود از آنچه تو مرا به آن امر مىنمايى در آنجا كه فرموده است
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ
« 1 » يعنى : « اى گروهى كه ايمان آوردهايد ! اجتناب نماييد از بسيارى از گمانها بدرستى كه بعضي از گمانها گناه است ، وتجسس مكنيد عيبهاى يكديگر را وغيبت نكنند بعضي از شما بعضي را ، آيا دوست مىدارد احدى از شما كه بخورد گوشت برادر مؤمن خود را در وقتي كه مرده باشد ؟ پس شما كراهت داريد خوردن آن را وبپرهيزيد از عذاب خدا » ، وهرگز نخواهد بود كه من معصيت خدا كنم در باب پسر حذيفة وتو را أطاعت نمايم .
واما آنچه به من نوشته بودى كه من زنبيل مىبافم ونان جو مىخورم ، پس اينها چيزى نيست كه مؤمن را به آن سرزنش كند كسى وتعيير نمايد بر آن ، وبخدا سوگند اى عمر كه خوردن جو وبافتن زنبيل وبىنياز شدن از زيادتهاى خوردنى وآشاميدنى واز غصب كردن حق مؤمني ودعوى كردن چيزى كه حق من نيست بهتر است ومحبوبتر است نزد حق تعالى وبه پرهيزكارى نزديكتر است ، بتحقيق كه ديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را كه هرگاه نان جو به دست أو مىآمد تناول مىكرد وشاد مىگرديد وآزرده نمىشد .
واما آنچه ذكر كرده بودى كه من آنچه بهم مىرسانم به مردم عطا مىكنم ، پس آنها را پيش مىفرستم از براي روز فقر واحتياج خود ، وبپروردگار عزت سوگند مىخورم اى عمر كه پروا ندارم هرگاه طعام از دهان من بگذرد ودر گلوى من گوارا گردد از آنكه مغز گندم باشد يا مغز قلم بزغاله يا سبوس جو باشد .
واما آنچه گفتى كه من ضعيف كردهام حكومت خدا را وسست كردهام آن را وخوار گردانيدهام نفس خود را وخود را خدمتكار مردم ساختهام تا آنكه أهل مداين نمىدانند كه من أمير ايشانم پس مرا به منزلهء پلى گردانيدهاند كه بر بالاى من عبور مىكنند وبارهاى
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات : 12 .