نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ
« 1 » يعنى : « بيان كرد خدا مثلي براي آنان كه كافر شدند وآن مثل حال زن نوح وزن لوط است كه بودند آن دو زن در زير فرمان دو بندهء شايستهء از بندگان ما پس خيانت كردند با آن دو بنده به نفاق وكفر ، پس دفع نكردند آن دو پيغمبر از ايشان از عذاب خدا چيزى را وگفته خواهد شد در روز قيامت يا گفته شود به ايشان در عالم برزخ كه : داخل شويد در آتش جهنم با كافران ديگر كه داخل مىشوند » « 2 » .
وعلي بن إبراهيم روايت كرده است كه : يك خيانت ايشان بيرون رفتن عايشه بود با طلحه وزبير بسوى بصره به جنگ أمير المؤمنين عليه السّلام وحضرت صاحب الامر عايشه را زنده خواهد كرد وبراي اين حد خواهد زد « 3 » .
مؤلف گويد كه : حق تعالى در اين آيات كريمه كفر ونفاق عايشه وحفصة واتفاق ايشان را بر ايذا واضرار حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر وجهي ظاهر وهويدا گردانيده كه بر هيچ عاقل مستور ومخفى نيست ودر نهايت صراحت اين آيات در كفر ايشان است .
زمخشري وفخر رازي با نهايت تعصب وعناد گفتهاند كه : در اين دو تمثيل كه حق تعالى در اين آية وآيهء بعد از اين در باب زن فرعون بيان كرده كنايهء عظيمى است به دو مادر مؤمنان به سبب آنچه از ايشان صادر شد از اتّفاق بر آزار آن حضرت وافشاى راز آن حضرت نمودن وحق تعالى در اين مثلها بيان آن نموده كه با وجود كفر ونفاق روابط نسبى وسببي نفع نمىبخشد هر چند انتساب به اشرف خلق كه پيغمبرانند بوده باشد ؛ وبا وجود ايمان ، انتساب به كافران ضرر نمىرساند هر چند كافرى مانند فرعون بوده باشد « 4 » .
وبدان كه معاتبهاى كه حق تعالى با حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در أول سوره فرموده معلوم است
هامش
( 1 ) . سورهء تحريم : 10 .
( 2 ) . تفسير قمى 2 / 376 - 377 ؛ مجمع البيان 5 / 314 به نقل از عياشى .
( 3 ) . رجوع شود به تفسير قمى 2 / 377 .
( 4 ) . كشاف 4 / 571 ؛ تفسير فخر رازي 30 / 49 .