تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1568

مساهمون:

ص١٥٦٨
وابن بابويه وبرقى به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : چون حضرت قائم آل محمد عليه السّلام ظاهر شود عايشه را زنده گرداند تا آنكه أو را حد بزند وتا آنكه انتقام بكشد براي حضرت فاطمه عليها السّلام . راوي گفت : فداى تو شوم به چه سبب أو را حد مىزند ؟ فرمود : براي افترائى كه بر مادر إبراهيم گفت . راوي پرسيد كه : چرا حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أو را حد نزد وحق تعالى حدّ أو را تأخير فرمود كه قائم آل محمد عليه السّلام اين حد را جارى گرداند ؟ حضرت فرمود : براي آنكه حق تعالى محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را براي رحمت فرستاده است وقائم عليه السّلام را براي انتقام وعذاب خواهد فرستاد « 1 » . شيخ طوسي به سند معتبر از امّ سلمه روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در حجة الوداع زنان خود را همه با خود به حج برد ودر هر شب وروزى با يكى از ايشان بسر مىبرد با آنكه محرم بود براي رعايت عدالت در ميان ايشان ، پس چون نوبت به عايشه رسيد در شب وروزى كه نوبت أو بود حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام خلوت كرد ودر عرض راه با أو راز مىگفت وراز ايشان بسيار به طول انجاميد ، پس اين بر عايشه گران آمد وگفت : مىخواهم بروم بسوى على وبه زبان خود أو را آزار كنم كه چرا حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را بازگرفته است از من در نوبت من . ومن هر چند أو را نهى كردم فايده نبخشيد وراحلهء خود را دوانيد تا به ايشان رسيد پس ناگاه گريان بسوى من برگشت . گفتم : چرا مىگريى ؟ گفت : به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيدم وگفتم : اى پسر أبو طالب ! تو پيوسته حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را از من حبس مىكنى . حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود كه : حايل مشو ميان من وعلى بدرستى كه نمىترسد از أو در حقّ من كسى ، وبحقّ خداوندى كه جانم بدست قدرت اوست كه دشمن نمىدارد أو را مؤمني ودوست نمىدارد أو را كافرى ، وبدرستى كه حق بعد از من با على است به هر سو
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 580 ؛ محاسن 2 / 70 .