تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
گفتم : واللّه كه اگر غير أو كسى مرا به نزد تو به رسالت مىفرستاد نمىآمدم وليكن أو بزرگ قبيله است وأطاعت أو لازم است ، من به اين سبب به نزد تو آمدم . پس غضبش زياد شد وگفت : عتبه را سيد وبزرگ قبيله مىگوئى ؟ گفتم : من تنها نمىگويم ، همهء قريش چنين مىگويند وأو متحمل شده است غرامت قافلهء نخله را وديهء ابن الحضرمي را . أبو جهل گفت : عتبه زبانش از همه كس درازتر است وسخنش از همه كس بليغ‌تر است وأو براي محمد تعصب مىكند زيرا كه از فرزندان عبد مناف است وپسرش با محمد است ومىخواهد كه مردم را سست كند كه با محمد قتال نكنند ، به لات وعزى سوگند كه از پى ايشان مىرويم تا مدينه وايشان را أسير مىكنيم وبه مكة مىبريم تا همهء عرب بشنوند كه ما با ايشان چه كرديم وديگر كسى معترض تجارتهاى ما نشود . وأبو جهل نام پسر أو را براي اين به ميان آورد كه أبو حذيفة پسر عتبه در خدمت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود . وچون أبو سفيان قافلهء متاع را به مكة رسانيد به نزد قريش فرستاد كه قافلهء شما نجات يافت ، برگرديد ومحمد را با عرب بگذاريد واگر خود بر نمىگرديد زنان وكنيزان سازنده ونوازنده را پس فرستيد كه أسير ايشان نشوند . پس رسول أبو سفيان در جحفه به ايشان رسيد وعتبه خواست كه برگردد ، أبو جهل لعين وقبيلهء أو راضى نشدند به برگشتن وزنان را پس فرستادند ، وچون خبر بسيارى لشكر قريش به أصحاب حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد بسيار ترسيدند وجزع نمودند وگريستند واستغاثه به درگاه حق تعالى كردند ، وخدا اين آيات وارد براي تسلى ايشان فرستاد
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ
« 1 » « در هنگامى كه استغاثه مىكرديد از پروردگار خود پس مستجاب كرد خدا دعاى شما را كه من مددكننده‌ام شما را به هزار نفر از ملائكه‌اى كه از
هامش
( 1 ) . سورهء انفال : 9 .