تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
الهى گويا مىكشاند ايشان را بسوى مرگ وايشان مرگ را به چشم خود مىبينند » ؛ وموافق روايات سابق معلوم است اين كنايات با أبو بكر وعمر است كه كاره بودند جهاد را .
وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَيَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ . لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْباطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
« 1 » « وياد كنيد آن را كه وعده داد شما را خدا يكى از دو گروه كه از شما خواهد بود با قافلهء قريش ومال ايشان با لشكر قريش وظفر يافتن بر ايشان ، ودوست مىداريد شما كه قافله به دست شما آيد كه شما را كارزار نبايد كرد ومال بيابيد ، ومىخواهد خدا كه با لشكر برخوريد وبر ايشان ظفر يابيد تا خدا ثابت گرداند دين حق را به وعده‌هاى خود وبركند بنياد كافران را تا ثابت وظاهر گرداند دين اسلام را وزايل گرداند كفر وبطلان را هر چند نخواهند مشركان » ، پس امر فرمود حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه در طرف پسين بار كردند وروان شدند تا بر سر آب بدر كه آن را « عدوهء شاميّه » مىگفتند فرود آمدند ، وكفار قريش آمدند ودر « عدوهء يمانيّه » فرود آمدند وغلامان خود را فرستادند كه آب از براي ايشان ببرند ، پس أصحاب حضرت ايشان را گرفتند وبه نزد آن حضرت آوردند در وقتي كه حضرت نماز مىكرد واز ايشان پرسيدند كه : قافلهء متاع قريش كجاست ؟ غلامان گفتند : ما خبري از آن نداريم . اين سخن أصحاب آن حضرت را خوش نيامد وايشان را بسيار زدند ، چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه : اگر راست مىگويند شما مىزنيد ايشان را واگر دروغ مىگويند دست برمىداريد ايشان را ، نزديك من بياوريد ، چون نزديك آن حضرت آمدند از ايشان پرسيد كه : كيستيد شما ؟ گفتند : ما غلامان قريشيم ، فرمود : اين گروه قريش كه آمده‌اند چند نفرند ؟ گفتند : عدد ايشان را نمىدانيم ، فرمود كه : در هر روز چند شتر مىكشتند ؟ گفتند : گاهى نه شتر وگاهى ده شتر ، حضرت فرمود كه : از نهصد نفرند تا هزار نفر ، پرسيد كه : از بني هاشم كي با ايشان آمده است ؟ گفتند : عباس
هامش
( 1 ) . سورهء انفال : 7 و 8 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 889 | العلامة المجلسي