تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 890

مساهمون:

ص٨٩٠
ونوفل وعقيل ؛ پس حضرت فرمود كه غلامان را حبس كردند « 1 » . وشيخ مفيد از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت فرمود : ما چون به جنگ بدر حاضر شديم أسب سواري در ميان ما نبود بغير از مقداد بن اسود ، ودر شبى كه در روز جنگ واقع شد هر كه بود به خواب رفت بغير رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه در زير درختى ايستاده ونماز وتضرع ودعا كرد تا صبح « 2 » . وعلي بن إبراهيم وغير أو روايت كرده‌اند كه : چون خبر قدوم حضرت به قريش رسيد بسيار ترسيدند وعتبة بن ربيعه به نزد أبو البختري بن هشام رفت وگفت : ديدى ثمرهء شجرهء بغى ما را ، بخدا سوگند كه ما جاى پاى خود را نمىبينيم ما بيرون آمديم كه قافلهء خود را از ايشان بگيريم ، قافلهء ما كه از ايشان رها شد واين آمدن ما محض طغيان وبغى است وبخدا سوگند هر گروه كه بغى وطغيان نمايند غالب ورستگار نمىشوند ، من آرزو مىكنم كه مالهائى كه فرزندان عبد مناف در اين قافله داشتند همه مىرفت وما اين سفر را نمىكرديم . أبو البختري گفت : تو بزرگى از بزرگان قريشى ، بر خود بگير غرامت آن قافله را كه أصحاب محمد در نخله غارت كردند كه به صاحبانش بدهى وخون ابن الحضرمي كه در آن قافله كشته شد متحمل شو زيرا كه أو هم سوگند تو بود تا قريش راضى شوند وبرگردند . عتبه گفت : تو گواه باش كه من همهء اينها را متحمل شدم ومىدانم كه هيچ‌كس در اين باب با ما مخالفت نمىكند به غير از أبو جهل ، تو برو به نزد أبو جهل ودر اين باب با أو سخن بگو شايد أو را از اين رأى فاسد برگردانى . أبو البختري گفت كه : من رفتم بسوى خيمهء أبو جهل وديدم كه زره خود را بيرون آورده است ودرست مىكند ، گفتم : أبو الوليد مرا بسوى تو به رسالتي فرستاده است . چون اين را شنيد در غضب شد وگفت : عتبه رسولي بغير از تو نيافت كه بفرستد .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مجمع البيان 1 / 415 وتفسير قمى 1 / 256 ومناقب ابن شهرآشوب 1 / 238 . ( 2 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 73 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 890 | العلامة المجلسي