خدمت حضرت آورد ؛ وبه روايت ديگر : خود تنها به خدمت حضرت آمد .
وچون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را نظر بر أو افتاد سر به زير افكند ومتوجه أو نگرديد ، وآن حضرت بسيار صاحب حيا وكريم بود ؛ پس عثمان گفت : يا رسول اللّه ! اين عم من است مغيره وبحق آن خداوندى كه تو را به راستى فرستاده است سوگند مىخورم كه تو أو را أمان داده بودى يا آنكه من أو را أمان داده بودم .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : من سوگند ياد مىكنم بحق آن خداوندى كه آن حضرت را به راستى فرستاده بود كه عثمان دروغ گفت وأو را أمان نداده بود .
پس حضرت از أو رو گردانيد ، آن بىحيا به جانب راست حضرت آمد وبار ديگر آن سخن را اعاده كرد ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رو از أو گردانيد ؛ باز به جانب چپ آمد وآن سوگند وسخن دروغ را اعاده كرد ، تا آنكه چهار مرتبه چنين كرد ، در مرتبهء چهارم آن جناب فرمود : براي تو أو را أمان دادم سه روز ، اگر بعد از سه روز أو را در مدينه يا حوالي مدينه بيابم به قتل خواهم رسانيد .
پس چون پشت كرد أو ، حضرت فرمود : خداوندا ! لعنت كن مغيره را ، ولعنت كن هر كه أو را در خانهء خود جا دهد ، ولعنت كن كسى را كه أو را سوار گرداند ، ولعنت كن كسى را كه أو را طعام دهد ، ولعنت كن كسى را كه أو را آب دهد ، ولعنت كن كسى را كه تهيهء سفر أو بكند ، ولعنت كن كسى را كه به أو مشكى بدهد يا كفشى بدهد يا دلو ورسنى بدهد يا ظرفى بدهد يا پالان شترى بدهد ، واينها را مىشمرد به دست راست خود تا ده چيز شمرد .
پس عثمان أو را به خانهء خود برد ودر خانهء خود جا داد وأو را طعام داد وآب داد وچهار پاى سواري داد وجميع تهيهء سفرش را مهيا كرد وجميع آنچه حضرت لعنت كرده بود بر كنندهء آن همه را بجا آورد ، ودر روز چهارم أو را سوار كرد واز مدينه بيرون كرد ؛ هنوز آن ملعون از خانههاى مدينه به در نرفته بود كه حق تعالى راحلهء أو را هلاك كرد ؛ وچون قدرى پياده رفت كفشش پاره شد وخون از پايش روان شد ، پس به چهار دست وپا راه رفت تا آنكه زانوهايش مجروح شد ومانده شد وبناچار در زير درخت خارى قرار گرفت ، پس وحى بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد كه آن ملعون در فلان موضع است
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1509
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٠٩