كراهت داشته باشند از همنشينى أو براي بدزبانى أو « 1 » .
وبه سند معتبر ديگر از آن حضرت روايت كرده است كه : مردى به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : يا رسول اللّه ! منم فلان پسر فلان بن فلان ، تا آنكه نه كس از پدران كافر خود را از براي فخر شمرد .
حضرت فرمود كه : بدرستى كه تو دهم ايشان خواهى بود در جهنم « 2 » .
وبه سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى زينب أحول عطرفروش به نزد زنان رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد ، پس حضرت به خانه در آمد در وقتي كه أو نزد ايشان بود وحضرت به أو فرمود كه : هرگاه به نزد ما مىآيى خانههاى ما خوشبو مىگردد .
زينب گفت : خانههاى تو به بوى تو خوشبوتر است از عطرهاى من يا رسول اللّه .
پس حضرت فرمود : اى زينب ! هرگاه چيزى فروشى احسان كن به مشتريان وفريب مده ايشان را ، بدرستى كه اين بيشتر باعث پرهيزكارى است براي خدا وباقىتر مىدارد مال را « 3 » .
به سندهاى موثق ومعتبر از حضرت امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كرده است كه : سمرة بن جندب را درخت خرمايى بود در باغ مردى از أنصار وخانهء انصارى بر در باغ بود وسمره مىآمد واز ميان خانهء انصارى مىگذشت وبه پاى درخت خرماى خود مىرفت بىآنكه رخصت بطلبد وايشان را خبر كند ، پس آن مرد انصارى به أو گفت : هرگاه مىخواهى كه داخل باغ شوى از ما رخصت بطلب ؛ وهر چه در اين باب با سمره سخن گفت ثمرهاى نبخشيد .
پس انصارى به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد واز سمره شكايت كرد ، حضرت به نزد سمره فرستاد وشكايت انصارى را به أو پيغام فرمود وفرمود : هرگاه خواهى كه داخل
هامش
( 1 ) . كافى 2 / 326 .
( 2 ) . كافى 2 / 329 .
( 3 ) . كافى 5 / 151 و 8 / 153 .