بود ؛ واين نورهاى ديگر كه نور ايشان به أنوار آنها احاطه نموده است فرزندان ايشانند كه وارث علوم ايشان خواهند بود . بدرستى كه من همه را برگزيدهام ومطهر ومعصوم گردانيدهام وبر همه بركت دادهام ورحمت كاملهء خود را شامل حال همگى گردانيدهام وهمگى را به علم خود پيشواى بندگان خود ساختهام وسبب روشنائى شهرهاى خود گردانيدهام كه عالميان از نور هدايت ايشان منور شوند .
پس ديگر نظر كرد آدم عليه السّلام ودر آخر اين أنوار نوري ديد كه مىدرخشيد مانند روشنائى ستارهء صبح از جهت أهل دنيا ، پس حق تعالى فرمود : به بركت اين بندهء سعادتمند خود غلها را از گردن بندگان خود مىگشايم ، وبه بركت أو مشقتها وستمها وعقوبتها را از خلايق بر مىدارم ، وبه سبب أو زمين را پر از نور ورحمت وعدالت خواهم كرد بعد از آنكه پر از قساوت وجور وظلم شده باشد .
پس حضرت آدم عرض كرد : پروردگارا ! بدرستى كه بزرگوار كسى است كه تو أو را بزرگوار گردانى ، وصاحب شرف كسى است كه أو را شرف كرامت فرمائى ، خداوندا ! هر كه را تو رفيع وبلند مرتبه گردانيدى سزاوار است كه صاحب رفعت وبلندى چنين باشد ، پس اى خداوند منعمى كه نعمتهاى تو منقطع وبريده نمىشود ! وصاحب احسانى كه تدارك آن نمىتوان كرد به عوض واحسان تو آخر نمىشود ! به چه سبب اين بندگان رفيع مكان به اين رتبهء عالي مشرّف شدهاند از عطاى تو وفضل ورحمت بىمنتهاى تو ، وهمچنين هر كه را گرامى گردانيدهاى از پيغمبران ، سبب آن چيست ؟
خداوند عالميان فرمود : منم آن خداوندى كه بغير از من خدائى نيست وبخشاينده ومهربان وبزرگوار ودانا ونيكوكردارم وعالم به جميع آنچه پوشيده است علم آن از خلق وبه آنچه در خاطرها خطور مىكند ، وآنچه بهم رسيده است مىدانم كه چون بهم رسد وچگونه خواهد بود ، ومىدانم آنچه نخواهد بود اگر بوده باشد چگونه خواهد بود ، وبدرستى كه چون من نظر كردم اى بندهء من به دلهاى بندگان خود نيافتم در ميان ايشان كسى را كه أطاعت أو مرا وخيرخواهى أو خلق مرا بيشتر از پيغمبران ورسولان من بوده باشد ، بنابراين علوم خود ورسالت را به ايشان دادم وبار حجت ورسالت را بر دوش
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1333
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٣٣