تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1245

مساهمون:

ص١٢٤٥
الَّذِينَ خُلِّفُوا
« 1 » حضرت فرمود : اين آية چنان نازل نشده بلكه چنين نازل شده « وعلى الثّلاثة الّذين خالفوا » يعنى : « قبول كرد توبهء آن سه نفر را كه مخالفت كردند با حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وبه جنگ بيرون نرفتند » ،
حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ
« تا وقتي كه تنگ شد بر ايشان زمين با گشادكى آن » حضرت فرمود : اين اشاره است به آنكه سخن نگفتند با ايشان رسول خدا عليه السّلام وبرادران واهالى ايشان ، پس بر ايشان تنگ شد مدينه تا از مدينه بيرون رفتند ،
وَضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ
« 2 » يعنى : « تنگ شد بر ايشان جانهاى ايشان » حضرت فرمود كه : اشاره است به آنكه سوگند ياد كردند كه با يكديگر سخن نگويند وپراكنده شدند ، پس حق تعالى توبهء ايشان را قبول كرد به سبب آنكه مىدانست راستى نيّتهاى ايشان را « 3 » . وباز علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : گروهى از منافقان كه با حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به جنگ تبوك بيرون رفته بودند در راه با يكديگر سخن مىگفتند كه : آيا محمد گمان مىكند كه جنگ روم مثل جنگ ديگران است ؟ يكى از ايشان بر نخواهند گشت از اين جنگ ؛ پس بعضي از ايشان از روى استهزاء گفتند : چه بسيار سزاوار است كه خدا خبر دهد محمد را به آنچه ميان ما وشما مىگذرد وبه آنچه در دلهاى ماست وآيه‌اى چند در اين باب بر أو فرستد كه هميشه مردم مىخوانده باشند ! واين سخنان را همه از روى استهزاء مىگفتند . حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عمار را فرمود : ملحق شو به اين جماعت كه ايشان سخنى چند مىگويند كه نزديك است بسوزند ، پس عمار به آنها ملحق شد وگفت : چه ناسزا گفته‌ايد كه حق تعالى به پيغمبرش خبر داده از سخنان شما ؟ گفتند : ما سخن بدى نگفتيم واگر سخنى گفته‌ايم بر سبيل بازى ومزاح گفته‌ايم ؛ پس حق تعالى اين آيات را فرستاد
يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ
هامش
( 1 ) . سورهء توبه : 118 . ( 2 ) . سورهء توبه : 118 . ( 3 ) . تفسير قمى 1 / 296 - 298 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1245 | العلامة المجلسي