ما تَحْذَرُونَ . وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَآياتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ
« 1 » يعنى : « حذر مىكنند منافقان از آنكه نازل شود بر مؤمنان سورهاى از قرآن كه خبردار گرداند مؤمنان را به آنچه در دلهاى منافقان است ، بگو - اى محمد - كه : استهزاء كنيد بدرستى كه خدا ظاهركننده است آنچه را حذر مىكنيد از اظهار آن ، واگر بپرسى - اى محمد - از منافقان كه چه مىگفتند هرآينه گويند نبود جز آنكه مانند مسافران أنواع سخنان مىگفتيم وبازى مىكرديم ، بگو - اى محمد - به ايشان كه : آيا به خدا وآيات خدا ورسول خدا استهزاء مىنمائيد ؟ » ،
لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ
« 2 » يعنى : « عذر مگوئيد كه عذر شما محض دروغ است ، بدرستى كه اظهار كفر كرديد بعد از آنكه اظهار ايمان كرده بوديد - يا آنكه كافر شديد بعد از آنكه ايمان آورده بوديد - اگر عفو كنيم از گروهى از شما كه توبه كنند عذاب خواهيم كرد طايفهء ديگر را به سبب آنكه ايشان هستند گناهكاران واصرار كنندگان بر نفاق » .
علي بن إبراهيم از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام در تفسير اين آية روايت كرده است :
اين جماعت گروهى بودند كه از روى صدق ايمان آورده بودند پس شك كردند ومنافق شدند بعد از ايمان خود وايشان چهار نفر بودند ، وآن كه خدا وعدهء عفو أو فرمود يكى بود از آن چهار نفر كه أو را مختبر بن الحمير مىگفتند پس اعتراف به گناه خود كرد وتوبه نمود وگفت : يا رسول اللّه ! اين نام مرا هلاك گردانيد ، پس حضرت أو را عبد اللّه بن عبد الرحمن نام كرد ؛ پس أو گفت : پروردگارا ! مرا در جائى شهيد گردان كه كسى نداند من در كجايم ؛ پس دعاى أو مستجاب شد ودر جنگ مسيلمة شهيد شد وكسى ندانست در كجا كشته شد ؛ پس اوست كه خدا از أو عفو فرمود وتوبهاش را قبول كرد « 3 » .
وعياشى به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : اين آيات در شأن
هامش
( 1 ) . سورهء توبه : 64 و 65 .
( 2 ) . سورهء توبه : 66 .
( 3 ) . تفسير قمى 1 / 300 - 301 ودر آن بجاى « مختبر » ، « محتبر » ذكر شده است .