تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1242

مساهمون:

ص١٢٤٢
وزد وسلاح بر خود درست كرده باشد وبه جهاد رود در راه خدا وأبو خثيمه با نهايت قوت وتنومندى در زير داربستهاى خود با دو زوجهء مقبول خود به عيش مشغول باشد ، نه واللّه اين انصاف نيست ؛ پس ناقهء خود را گرفت وجهاز بر پشت ناقة بست وسوار شد وبسرعت تمام شتافت تا به حضرت ملحق شد ، پس مردم نظر كردند سواره‌اى ديدند كه از راه مدينه مىآيد ، چون به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عرض كردند فرمود كه : أبو خثيمه است ، چون به خدمت حضرت رسيد وخبر خود را عرض كرد حضرت أو را دعاى خير كرد . وأبو ذر سه روز از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پس مانده بود به سبب آنكه شتر أو لاغر بود ، پس بعد از سه روز به آن حضرت ملحق شد ودر ميان راه شترش ايستاد ، أو شتر را گذاشت وجامه‌هاى خود را بر پشت خود بست وپياده روانه شد ، چون روز بلند شد مسلمانان نظر كردند ديدند كه شخصي از برابر مىآيد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : أبو ذر است كه مىآيد ، آبى به أو برسانيد كه بسيار تشنه است ، چون آب به أو رسانيدند بياشاميد وچون به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد مطهرهء آبى در دست داشت حضرت فرمود : اى أبو ذر ! تو آب داشتى وتشنه بودى ؟ عرض كرد : بلى يا رسول اللّه پدر ومادرم فداى تو باد ، در اثناى راه به سنگى رسيدم كه آب باران در ميان آن جمع شده بود چون از آن آب چشيدم بسيار شيرين وسرد بود ، با خود گفتم : نمىآشامم اين آب را تا حبيب من رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از آن بياشامد ، پس حضرت فرمود : اى أبو ذر ! خدا تو را رحمت كند ، تنها زندگانى خواهى كرد وتنها خواهى مرد وتنها مبعوث خواهى شد در قيامت وداخل بهشت خواهى شد تنها ، وسعادتمند خواهند شد به تو گروهى از أهل عراق كه مرتكب غسل وكفن ودفن تو خواهند شد « 1 » . مؤلف گويد : تتمهء اين روايت در أحوال أبو ذر مذكور خواهد شد ان شاء اللّه . پس علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : با رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در جنگ تبوك مردى
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 293 - 295 .