تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1239

مساهمون:

ص١٢٣٩
عذاب مىكند . پس مكرر فرمود : خداوندا ! مرا وأمت مرا بيامرز ؛ وفرمود : طلب آمرزش مىكنم از خدا از براي خود واز براي شما ؛ پس ايشان را ترغيب به جهاد فرمود . وبعد از استماع اين خطبه مردم بسيار راغب به جهاد گرديدند وقبايل عرب كه ايشان را به جهاد طلبيده بود حاضر شدند وگروهى از منافقان وغير ايشان از آن جنگ بازماندند ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم جد بن قيس را كه يكى از منافقان بود ديد وفرمود : آيا نمىآئى با ما به اين جنگ كه شايد اسيرى از دختران روم بگيرى ؟ آن ملعون از روى استهزاء گفت : يا رسول اللّه ! بخدا سوگند كه قوم من مىدانند در ميان ايشان كسى نيست كه خواهش زنان بيش از من داشته باشد ومن مىترسم كه چون با تو بيرون آيم وبه لشكر روم برسم ودختران ايشان را ببينم ضبط خود نتوانم كرد پس مرا به فتنه مينداز ورخصت بده در مدينه بمانم ؛ پس به جماعتى از قوم خود گفت : بيرون مرويد در اين گرما كه بغير تعب چيزى نيست ، پس پسرش به أو گفت كه : تو به رسول خدا مىرسى وچنان سخن مىگوئى وبا قوم خود چنين مىگوئى ، بخدا سوگند كه در اين زودى آيه‌اى چند در كفر ونفاق تو نازل خواهد شد كه تا روز قيامت مردم خوانند وتو را لعنت كنند ؛ پس حق تعالى اين آية را فرستاد
وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
« 1 » يعنى : « از ايشان كسى باشد كه گويد : رخصت ده مرا در نيامدن به جنگ ومرا در فتنه مينداز بدرستى كه ايشان در فتنه افتاده‌اند ومستحق عذاب خدا گرديده‌اند وبدرستى كه جهنم احاطه‌كننده است به كافران » . پس جد بن قيس گفت : گمان مىكند محمد كه جنگ روم مثل جنگ ديگران است يكى از اين گروه بر نخواهند گشت . چون اين آيات نازل شد جد بن قيس وأصحاب أو رسوا شدند وعساكر منصورهء حضرت از أطراف وجوانب در « ثنية الوداع » جمع شدند وحضرت از آنجا بار كرد
هامش
( 1 ) . سورهء توبه : 49 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1239 | العلامة المجلسي