تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1160

مساهمون:

ص١١٦٠
پنجاه ضربت نيزه وشمشير همه در پيش رويش « 1 » . وشيخ طبرسى روايت كرده است كه عبد اللّه بن جعفر مىگفت كه : من در خاطر دارم روزى را كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به نزد مادرم آمد وخبر شهادت پدرم را گفت ومىديدم كه دست بر سر من وبرادرم مىكشيد وآب از ديده‌هاى مباركش جارى بود واز ريشش مىريخت پس گفت : خداوندا ! جعفر در راه رضاى تو پيشى گرفت بسوى شهادت پس خلافت أو كن در فرزندانش به بهترين خلافتها ، پس گفت : اى أسماء ! مىخواهى تو را بشارت دهم ؟ گفت : بلى پدر ومادرم فداى تو باد يا رسول اللّه . فرمود كه : خدا براي جعفر دو بال قرار داده است كه در بهشت پرواز مىكند . أسماء گفت : پس مردم را اعلام كن كه خدا أو را چنين رتبه‌اى داده است . پس حضرت برخاست ودست مرا گرفت وبسوى مسجد برد وبر منبر بالا رفت ومرا در پيش خود نشاند در پايهء پايين منبر واثر اندوه وحزن در روى حق‌جويش ظاهر بود پس فرمود كه : فراوانى اتباع وخويشان وياوران آدمي به برادر وپسر عم مىباشد وبدرستى كه جعفر شهيد شد وخدا أو را دو بال داد كه در بهشت به آن بالها پرواز مىكند . پس از منبر فرود آمد ومرا به خانهء خود برد وفرمود كه طعامي براي من مهيا كردند وفرستاد وبرادرم را طلبيد تا چاشت نيكو خورديم وسه روز در منزل شريف آن حضرت مانديم وما را با خود مىگردانيد ، وبه حجرهء هر يك از زنان خود كه مىرفت ما را با خود مىبرد ، وبعد از سه روز ما را مرخص فرمود كه به خانهء خود برگشتيم ؛ پس روزى به خانهء ما آمد ومن با برادرم بازى مىكردم وگوسفندى از أو مىخريدم فرمود : خداوندا ! بركت ده در خريدوفروش أو ؛ پس به بركت دعاى آن حضرت هر چه خريدم يا فروختم تا حال البتة سودمند شدم « 2 » .
هامش
( 1 ) . جامع الأصول 9 / 248 ؛ البداية والنهاية 4 / 246 . ( 2 ) . إعلام الورى 103 ؛ مغازى 2 / 766 - 767 ؛ شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 15 / 71 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1160 | العلامة المجلسي