تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1159

مساهمون:

ص١١٥٩
تعجب نمود وفرمود : اى أسماء ! مگر نمىدانى كه جعفر رضوان اللّه عليه شهيد شد ، أسماء چون اين خبر را شنيد صدا به گريه وزارى بلند كرد ، حضرت فرمود : اى أسماء ! گريه مكن كه خدا مرا خبر داد كه أو را دو بال داده است از ياقوت سرخ كه در بهشت به آنها پرواز مىكند ، أسماء گفت : يا رسول اللّه ! اگر مردم را جمع كنى وفضايل جعفر را ياد كنى هرآينه نام أو وفضايل أو پيوسته در ميان مردم مذكور خواهد بود ، پس حضرت باز از عقل أو تعجب نمود وأهل خود را امر فرمود كه : طعام براي أهل جعفر طيار بفرستيد ، واز آن روز سنت جارى شد كه ديگران براي أهل مصيبت طعام بفرستند « 1 » . وبرقى وكلينى وشيخ طوسي به سندهاى صحيح وحسن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : چون جعفر بن أبي طالب شهيد شد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت فاطمه عليها السّلام را امر فرمود كه طعامي براي أسماء بنت عميس بسازد وبه خانهء أو برود وأو را تسلى دهد تا سه روز ؛ پس سنت جارى شد كه ديگران براي مصيبت‌زدگان سه روز طعام بفرستند « 2 » . وكلينى به سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در مسجد بود ناگاه حق تعالى هر بلندى را براي آن حضرت پست كرد وهر پستى را بلند كرد تا نظر آن حضرت بر جعفر طيار افتاد كه با كفار كارزار مىكرد تا آنكه ديد كه أو كشته شد ، پس به صحابه فرمود : جعفر كشته شد ؛ واز شدت اندوه دردى در شكم حضرت بهم رسيد « 3 » . ودر كتاب جامع الأصول روايت كرده است كه عبد اللّه بن عمر گفت : من در جنگ موته همراه بودم ، چون جعفر را در ميان كشتگان پيدا كرديم زيادة از نود جراحت نيزه وتير در بدن أو بود همه در پيش روى أو زيرا كه پشت نگردانيده بود بسوى دشمن وبه روايت ديگر
هامش
( 1 ) . محاسن 2 / 194 . ( 2 ) . محاسن 2 / 193 ؛ كافى 3 / 217 ؛ امالى شيخ طوسي 659 . ( 3 ) . كافى 8 / 376 .