براي من جعفر وزيد وعبد اللّه در خيمهاى از مرواريد وهر يك بر تختى نشسته بودند ، پس زيد وابن رواحه را ديدم كه در گردن ايشان كجى مىنمود وجعفر مستقيم بود وهيچ عيبى در أو نمىنمود ، از سبب آن پرسيدم گفتند : آن دو تا در هنگامى كه آثار مرگ را مشاهده كردند اندكى رو از جنگ برتافتند وجعفر آن را هم نكرد « 1 » .
وابن بابويه به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه حق تعالى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وحى فرستاد كه : من چهار خصلت جعفر بن أبي طالب را شكر كردهام وپسنديدهام . پس حضرت أو را طلبيد واز أو پرسيد ، جعفر گفت : يا رسول اللّه ! اگر نه آن بود كه خدا تو را خبر داده است اظهار نمىكردم ، أول آن است كه هرگز شراب نخوردهام براي آنكه دانستم اگر شراب بخورم عقلم زايل مىشود ؛ وهرگز دروغ نگفتم زيرا دروغ مردى ومروت را كم مىكند ؛ وهرگز زنا با حرمت كسى نكردم زيرا كه دانستم كه اگر من زنا با حرمت ديگرى كنم ديگرى زنا با حرمت من خواهد كرد ؛ وهرگز بت نپرستيدم براي آنكه دانستم از آن نفع وضرر متصور نيست . پس حضرت دست بر دوش أو زد وفرمود كه : سزاوار است كه خدا تو را دو بال بدهد كه با ملائكة پرواز كنى « 2 » .
وشيخ طوسي روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به فاطمه عليها السّلام گفت : شهيد ما بهترين شهيدان است وأو عم توست ، واز ماست آن كه خدا أو را دو بال داده است در بهشت وپرواز مىكند با ملائكة وأو پسر عم توست « 3 » .
وأيضا به سند معتبر از أبو حمزهء ثمالى روايت كرده است كه : روزى حضرت امام زين العابدين عليه السّلام نظر كرد بسوى عبيد اللّه پسر عباس بن علي عليه السّلام وگريست ، پس فرمود كه :
هيچ روز بر حضرت رسول بدتر نگذشت از روز أحد كه در آن روز عمش حمزه شير أو وشير خدا شهيد شد ، وبعد از آن روز مؤتة بود كه پسر عمش جعفر بن أبي طالب شهيد شد ؛ پس فرمود : هيچ روز مانند روز امام حسين عليه السّلام نبود كه سى هزار نفر به أو رو آوردند كه
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 15 / 73 ؛ استيعاب 1 / 244 .
( 2 ) . علل الشرايع 558 .
( 3 ) . امالى شيخ طوسي 155 .