به زينب پناه برد اموالش را به أو رد كردند وأو مسلمان شد چنانكه سابقا مذكور شد « 1 » .
وباز شيخ طبرسى از ابن عباس روايت كرده است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در حديبيه صلح را واقع ساخت ونامه را مهر كرد سبيعه دختر حارث اسلميه مسلمان شد وبه خدمت حضرت آمد پيش از آنكه از حديبيه روانه شوند وشوهرش مسافر كه از بنى مخزوم بود به طلب أو آمد وأو كافر بود وگفت : يا محمد ! زن مرا به من رد كن براي شرطي كه كردهاى وهنوز مهر نامه خشك نشده است ؛ پس حق تعالى اين آية را فرستاد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَسْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
« 2 » كه ترجمهاش اين است : « اى گروه مؤمنان ! هرگاه بيايند بسوى شما زنان مؤمنه هجرت كنندگان پس امتحان كنيد ايشان را به ايمان ، خدا داناتر است به ايمان ايشان ، پس اگر دانستيد ايشان را كه ايمان آوردهاند پس برمگردانيد ايشان را بسوى كافران ، نه آن زنان حلالند بر مردان ونه آن مردان حلالند بر زنان ، وباكى نيست بر شما كه ايشان را نكاح كنيد هرگاه بدهيد به ايشان مهرهاى ايشان را ، ونكاح مكنيد زنان كافران را واگر زنى از شما مرتد شود وبرود بسوى كافران بطلبيد شما از آنها آنچه خرج كردهايد از مهر ، واگر زنى از آنها مسلمان شود وبسوى شما آيد مهر آن زن را به آنها بدهيد ، اين حكم خداست حكم مىكند ميان شما وخدا دانا وحكيم است » .
ابن عباس گفته است كه : چون اين آية نازل شد حضرت سوگند داد سبيعه را كه : تو براي خدا آمدهاى يا از براي كراهت شوهر خود يا خواستن شهر ديگر يا مرد ديگر يا طلب دنيا نيامدهاى ؟ چون آن زن سوگند ياد كرد ، حضرت مهرش را به شوهرش داد وزن را نداد
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 98 - 99 . ونيز رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 1 / 256 .
( 2 ) . سورهء ممتحنه : 10 .