رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أسامة بن زيد وأمير المؤمنين عليه السّلام را طلب وبا ايشان مشورت كرد در باب مفارقت عايشه وسخنانى كه در حقّ أو مىگويند .
اسامة چون مىدانست كه آن جناب را محبتي نسبت به أو هست از جهت جمال وصغر سن گفت : يا رسول اللّه ! زن تست واز أو بدى معلوم نيست .
حضرت أمير عليه السّلام فرمود : خدا بر تو تنگ نگرفته است وزن بسيار است ، اگر از أو كراهت بهم رسانيدهاى أو را بيرون كن وديگرى را بگير واگر خواهى أحوال أو را از كنيز أو معلوم كن .
چون حضرت كنيز أو را طلبيد أو شهادت بر برائت أو داد ودر اين حال حق تعالى وحى بر آن حضرت فرستاد وبراي دفع اين منقصه از آن حضرت آيات داله بر برائت عايشه از آنچه به أو نسبت داده بودند وبر كفر منافقان ومذمت ايشان فرستاد تا آنكه ديگر چنين نسبتها به زنان مسلمان ندهند وبدون ثبوت شرعي حكم به زنا به كسى نكنند « 1 » .
در تفسير نعمانى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است اين آيات در امر عايشه ونسبتي كه عبد اللّه بن أبي سلول وحسان بن ثابت ومسطح بن أثاثه به أو داده بودند نازل شد « 2 » .
علي بن إبراهيم در تفسير اين آيات گفته است كه : عامه مىگويند كه اين آيات در حقّ عايشه ونسبتي كه به أو دادند در غزوهء بنى المصطلق نازل شد ، وشيعه مىگويند اين آيات براي تكذيب ومذمت وتأنيب عايشه نازل شد به سبب آنچه نسبت داد به ماريهء قبطيه مادر إبراهيم « 3 » ، چنانكه بعد از اين در أحوال عايشه مذكور مىشود ان شاء اللّه .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان 4 / 130 ؛ صحيح بخارى مجلد 3 جزء 5 / 55 ؛ المنتظم 3 / 221 .
( 2 ) . بحار الأنوار 20 / 316 به نقل از تفسير نعمانى ، وروايت در آنجا از أمير المؤمنين عليه السّلام نقل شده است .
( 3 ) . تفسير قمى 2 / 99 .