تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1085

مساهمون:

ص١٠٨٥
پس ده خروار خرما حضرت براي ايشان فرستاد وفرمود : نيكو چيزى است هديه فرستادن پيش از گفتن حاجت خود ؛ پس خود به نزد ايشان رفت وفرمود : اى گروه أشجع ! براي چه‌كار آمده‌ايد ؟ گفتند : خانهء ما به تو نزديك است ودر قوم ما گروهى نيست كه عددشان از ما كمتر باشد ، پس از جنگ تو مىترسيم كه خانهء ما به تو نزديك است واز جنگ قوم خود مىترسيم چون عدد ما قليل است وبه اين سبب آمده‌ايم كه با تو صلح كنيم . حضرت التماس ايشان را قبول كرد وصلح كرد با ايشان ودر آن روز در آن مكان ماندند وبه ديار خود برگشتند ، پس خدا آن آيات را در باب صلح ايشان فرستاد « 1 » . وگويند : در سال پنجم هجرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم زينب دختر جحش را كه زن زيد بود به نكاح خود درآورد « 2 » . وگفته‌اند كه : حج در اين سال واجب شد « 3 » . وشيخ طبرسى گفته است : در سال ششم هجرت در ماه ربيع الأول رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عكاشة بن محصن را با چهل سوار به « غمره » « 4 » فرستاد وبامداد بر سر ايشان رفتند وايشان گريختند ودويست شتر از ايشان گرفته به مدينه آوردند . ودر اين سال أبو عبيدة بن جراح را با چهل نفر به « قصه » « 5 » فرستاد كه ايشان را غارت كنند وايشان گريختند ويك نفرشان را أسير كردند وأو مسلمان شد . ودر اين سال زيد بن حارثه را با لشكرى به « جموم » فرستاد كه از بلاد بنى سليم بود وانعام وأسيران بسيار آوردند .
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 145 - 147 . ( 2 ) . تاريخ طبري 2 / 89 ؛ كامل ابن أثير 2 / 177 ؛ البداية والنهاية 4 / 147 . ( 3 ) . شذرات الذهب 1 / 123 . ( 4 ) . « غمره » از نواحي مدينه بر سر راه « نجد » است ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عكاشة بن محصن را فرستاد براي غزو آن . ( معجم البلدان 4 / 212 ) . ( 5 ) . در مصدر « ذي القصة » ذكر شده است .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1085 | العلامة المجلسي