مىشود ودر ديدههايش سرخى هست ودر ميان دو كتفش مهر نبوت هست وشمشير بر دوش مىگذارد وبه هر كه مىرسد جهاد مىكند وپادشاهى أو به منتهاى زمين مىرسد ؟ ! كعب گفت : چنين بود اى محمد ، واگر نه آن بود كه يهودان مىگفتند كه من براي كشته شدن جزع كردهام هرآينه به تو ايمان مىآوردم وتصديق تو مىكردم وليكن من بر دين يهود زندهام وبر دين يهود مىميرم ! پس حضرت فرمود أو را گردن زدند .
چون حىّ بن اخطب را آوردند حضرت به أو گفت : اى فاسق ! چگونه ديدى صنع خدا را نسبت به خود ؟ آن ملعون گفت : بخدا سوگند كه ملامت نمىكنم خود را در عداوت تو ، به هرجا كه حركت توان كرد كردم وهر جهدي كه توانستم بعمل آوردم وليكن هر كه را خدا يارى نكند أو منكوب ومخذول است « 1 » - وبه روايت شيخ مفيد : پس رو كرد به جانب مردم وگفت : أيها الناس ! هرچه خدا مقدر كرده است مىشود ، اين كشتنى است كه خدا بر بني إسرائيل نوشته است ، وچون أو را به نزد أمير المؤمنين عليه السّلام بازداشتند كه گردن بزند گفت : شريفى به دست شريفى كشته مىشود ؛ حضرت فرمود : نيكان مردم بدان ايشان را مىكشند ، وبدان مردم نيكان ايشان را مىكشند ، پس واي بر كسى كه نيكان واشراف أو را بكشند وسعادتمند كسى است كه ارذال وكفار أو را بكشند ، گفت : راست گفتى ، چون مرا بكشى جامهء مرا مكن ، حضرت فرمود : جامهء تو نزد من از آن خوارتر است كه متوجه آن شوم ؛ گفت : مرا پوشيده داشتى خدا تو را پوشيده دارد ؛ وگردن كشيد تا حضرت گردن أو را زد ، ودر ميان كشتگان أو با جامه ماند « 2 » ؛ موافق روايت شيخ مفيد : همهء بنى قريظة را آن حضرت به قتل رسانيد « 3 » ، وموافق بعضي روايات : ده نفر را آن حضرت به قتل رسانيد وباقي را بر ساير صحابه قسمت كردهاند « 4 » .
وعلي بن إبراهيم روايت كرده است : در عرض سه روز در أول وآخر روز كه هوا
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 189 - 191 .
( 2 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 112 .
( 3 ) . رجوع شود به ارشاد شيخ مفيد 1 / 111 .
( 4 ) . إعلام الورى 93 - 94 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 252 .