كفهء ترازو بگذارند از روزى كه خدا آن حضرت را مبعوث گردانيده است تا روز قيامت ، وعمل على را در كفهء ديگر بگذارند ، هرآينه عمل أو بر جميع اعمال ايشان زيادتى مىكند .
ربيعه گفت : اين حديث را متحمل نمىتوان شد !
حذيفة گفت : اى أحمق ! چرا متحمل نمىتوان شد ؟ كجا بودند أبو بكر وعمر وحذيفة وساير أصحاب محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در روز خندق كه عمرو بن عبد ود كه أو مبارز طلبيد وهمه ابا كردند از مبارزهء أو بغير علي عليه السّلام كه به ميدان رفت وخدا عمرو را به دست أو كشت ؟ ! بحق خدائى كه جان حذيفة در دست اوست كه اجر أو عظيمتر است از اعمال امّت محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم تا روز قيامت « 1 » .
واز كتب عامه به طرق متعددة نقل كردهاند كه : ابن مسعود اين آية را چنين خواند « وكفى اللّه المؤمنين القتال بعليّ وكان اللّه قويّا عزيزا » يعنى : خدا كفايت كرد از مؤمنان مقاتله كردن را به سبب على وخدا توانا وغالب است « 2 » .
وابن أبي الحديد روايت كرده است كه : عمر در برابر ضرار رفت وگريخت ، پس ضرار سر نيزه را به أو رسانيد وبرداشت وگفت : اين نعمتي است كه بايد شكر اين را بجا آورى ودر خاطر نگهدارى اى پسر خطاب كه من سوگند ياد كردهام كه چون بر قريش غالب شوم نكشم ايشان را . وگفته است مثل اين واقعه از ضرار نسبت به عمر واقع شد در جنگ أحد .
وهر دو را واقدى در كتاب مغازى روايت كرده است « 3 » .
وقطب راوندى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام عمرو را كشت شمشير خود را به حضرت امام حسن عليه السّلام داد وگفت : اين را به
هامش
( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 103 ؛ إعلام الورى 193 ؛ كشف الغمة 1 / 204 ؛ شرح الاخبار 1 / 299 - 300 ؛ شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 19 / 60 - 61 .
( 2 ) . شواهد التنزيل 2 / 7 ؛ ترجمة الإمام علي بن أبي طالب من تاريخ دمشق 2 / 420 ؛ كفاية الطالب 234 ؛ تفسير الدر المنثور 5 / 192 ؛ تفسير روح المعاني 11 / 171 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 19 / 64 ؛ مغازى 1 / 282 و 2 / 471 .