تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1043

مساهمون:

ص١٠٤٣
نمىشمردند واين ضربت را بر سر من زد ( واشاره فرمود به فرق سر مباركش ) . پس قبائل قريش وقبائل عرب به همان ضربت وساير ضربتها كه از من در آن جنگ به ايشان رسيد گريختند پس رو به أصحاب خود گردانيد وفرمود : آيا چنين نبود ؟ همه گفتند : بلى يا أمير المؤمنين « 1 » . شيخ مفيد وشيخ طبرسى وابن شهرآشوب به اتفاق ابن أبي الحديد وساير مورخان عامه وخاصه روايت كرده‌اند كه : چون عمرو بن عبد ود لعنة اللّه عليه در معركه جولان مىكرد ومبارز مىطلبيد ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : كيست كه با أو مبارزه كند ؟ هيچ‌كس جواب نگفت وحضرت أمير عليه السّلام برخاست وعرض كرد : يا نبىّ اللّه ! من مىروم ؛ حضرت فرمود : اين عمرو است بنشين شايد ديگرى برخيزد . پس عمرو طغيان مىكرد ومىگفت : آيا كسى نيست كه در برابر من بيايد ؟ كجاست آن بهشت شما كه مىگوئيد كه هر كه كشته مىشود از شما داخل آن بهشت مىشود ؟ پس باز حضرت أمير عليه السّلام برخاست وگفت : من مىروم يا رسول اللّه ؛ حضرت فرمود : بنشين . تا آنكه در مرتبهء سوم أمير المؤمنين عليه السّلام مرخص شد ورسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم زره خود را بر أو پوشانيد وعمامهء سحاب خود را به دست مبارك خود بر سرش بست وشمشير خود ( ذو الفقار ) را بدستش داد وفرمود : برو ؛ پس فرمود : خداوندا ! أو را أعانت فرما « 2 » . وبه روايت ابن أبي الحديد : چون شير خدا متوجه معركهء هيجا شد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : كلّ ايمان در برابر كلّ شرك رفت « 3 » ؛ چون حضرت در برابر عمرو ايستاد وعمرو أو را شناخت گفت : برگرد تا ديگرى بيايد كه نمىخواهم كريمى مثل تو را
هامش
( 1 ) . خصال 368 و 369 . ( 2 ) . رجوع شود به ارشاد شيخ مفيد 1 / 100 ومجمع البيان 4 / 342 - 343 ومناقب ابن شهرآشوب 3 / 160 وشرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 13 / 284 و 19 / 63 وتفسير قمى 2 / 183 ومغازى 2 / 470 - 471 ومناقب خوارزمي 104 وحياة الحيوان الكبرى 1 / 390 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد 13 / 285 ؛ كنز الفوائد 137 .