وبرقى لامع شد كه قصرهاى يمن را ديديم ، پس فرمود : اين مواضع را كه برق بر آنها تأبيد شما فتح خواهيد كرد ؛ مسلمانان از استماع اين بشارت شاد شده وخدا را كه حمد كردند ؛ منافقان گفتند : وعدهء ملك كسرى وقيصر مىدهد واز ترس بر دور خود خندق مىكند ! پس حق تعالى آيهء
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
« 1 » را براي تكذيب منافقان فرستاد « 2 » .
وابن بابويه روايت كرده است كه : چون كلنگ أول را زد ثلث سنگ را شكست وفرمود : اللّه أكبر كليدهاى شام را خدا به من داد وبخدا سوگند كه قصرهاى سرخ آن را مىبينم ؛ پس كلنگ ديگر زد وثلث ديگر را شكست وفرمود : اللّه أكبر خدا كليدهاى ملك فارس را به من داد وبخدا سوگند كه الحال قصر سفيد مداين را مىبينم ؛ وچون كلنگ سوم را زد وباقي سنگ جدا شد گفت : اللّه أكبر كليدهاى يمن را به من دادند وبخدا سوگند كه دروازههاى صنعا را مىبينم « 3 » .
كلينى به سند معتبر روايت كرده است از امام جعفر صادق عليه السّلام كه : كلنگ را از دست أمير المؤمنين عليه السّلام يا سلمان گرفت ويك ضربت زد كه سنگ به سه پاره شد پس فرمود :
فتح شد بر من در اين ضربت گنجهاى كسرى وقيصر . پس أبو بكر وعمر با يكديگر گفتند :
نمىتوانيم از ترس به قضاى حاجت برويم وأو وعدهء ملك پادشاه عجم وپادشاه روم به ما مىدهد « 4 » .
وشيخ طبرسى روايت كرده است كه : چون حضرت براي خندق خط كشيد هر چهل ذراع را به ده نفر داد ، پس نزاع كردند مهاجران وأنصار در باب سلمان چون مردى قوى بود ، أنصار گفتند : سلمان از ماست ، ومهاجران گفتند : سلمان از ماست ؛ پس حضرت
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران : 26 .
( 2 ) . رجوع شود به تفسير قمى 2 / 176 - 178 ومجمع البيان 1 / 428 و 4 / 340 وارشاد شيخ مفيد 1 / 94 ودلائل النبوة 3 / 408 - 420 ومغازى 2 / 441 - 450 .
( 3 ) . خصال 162 ؛ امالى شيخ صدوق 258 . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 3 / 421 .
( 4 ) . كافى 8 / 216 .