واللّه كه شمشير خود را بر شما مىخوابانم .
پس ايشان لبيد را به مدارا روانه كردند ورفتند به نزد أسيد بن عروه كه از قبيلهء ايشان بود وبليغ وزبانآور بود وأو را به خدمت حضرت فرستادند كه در اين باب سخن بگويد ، أو به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : يا رسول اللّه ! قتادة خانه آبادهء ما را كه صاحب حسب ونسب وعزت وشرفند به دزدى نسبت داده است وايشان را متهم گردانيده است ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از اين واقعه ملول شد ، وچون قتادة به خدمت حضرت آمد حضرت أو را عتاب فرمود وقتادة محزون ومغموم به نزد عم خود آمد وگفت : چه بودى اگر مرده بودم ودر اين باب با پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سخن نمىگفتم واين عتاب را از حضرت نمىشنيدم ؟ عم أو گفت : از خدا يارى مىجويم در اين باب .
پس حق تعالى فرستاد
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَلا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً . وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً . وَلا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً . يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ وَكانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً
« 1 » « بدرستى كه ما فرستاديم بسوى تو قرآن را به راستى تا حكم كنى ميان مردمان به آنچه خدا تو را دانا گردانيده است به آن ، به فرستادن وحى ومباش براي خيانت كنندگان مخاصمهكننده ، وطلب آمرزش كن از خدا بدرستى كه خدا آمرزنده ومهربان است ، ومجادله مكن از قبل آنان كه خيانت مىكنند با نفسهاى خود بدرستى كه خدا دوست نمىدارد هر كه بسيار خيانتكننده وگناهكار است ، پنهان مىكنند كردار خود را از مردم واز خدا پنهان نمىكنند وحال آنكه خدا با ايشان است در هنگامى كه در شب تزوير وتدبير مىكنند آنچه را نمىپسندد خدا از گفتار دروغ وخدا به آنچه ايشان مىكنند داناست » ، وبعد از اين چند آية در عتاب وتهديد ايشان فرستاد « 2 » .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : 105 - 108 .
( 2 ) . مجمع البيان 2 / 105 ؛ تفسير قمى 1 / 150 و 151 ؛ تفسير طبري 4 / 265 ؛ تفسير ابن كثير 1 / 473 .