تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1015

مساهمون:

ص١٠١٥

فصل پنجم در بيان غزوهء بدر صغرى است وساير وقايع تا غزوهء خندق

شيخ طبرسى وديگران روايت كرده‌اند : چون أبو سفيان در جنگ أحد وعده كرد با مسلمين كه سال ديگر در بدر حاضر شويد براي جنگ وحضرت فرمود كه : جواب أو بگوئيد بلى ان شاء اللّه ، ودر ماه ذي القعدة عرب را در بدر بازارى بود كه در آنجا جمع مىشدند وخريدوفروش مىكردند ؛ چون هنگام وعده شد حضرت صحابه را فرمود : مهياى قتال شويد ، ايشان تثاقل ورزيدند واظهار كراهت نمودند ، وأبو سفيان نيز از گفتهء خود پشيمان شد وسهيل بن عمرو را به مدينه فرستاد كه أصحاب حضرت را خبر دهد از تهيه ووفور لشكر واسلحهء قريش شايد باعث تقاعد ايشان شود ، پس حق تعالى فرستاد
فَقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا
« 1 » يعنى : « پس قتال كن در راه خدا ، تكليف كرده نشده‌اى مگر نفس خود را ، وترغيب وتحريص نما مؤمنان را بر قتال شايد خدا بازدارد بأس وضرر آنان كه كافر شدند وخدا بأس وضررش سخت‌تر است وعقوبتش شديدتر است » . چون آية نازل شد پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم متوجه بيرون رفتن شد وفرمود : بخدا سوگند مىروم هر چند تنها باشم وهيچ‌كس با من نيايد ، وعبد اللّه بن رواحه را در مدينه گذاشت وعلم را
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : 84 .