تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
به أمير المؤمنين عليه السّلام داد ومتوجه بدر شد با هفتاد سوار - وبعضي گفته‌اند با هزار وپانصد نفر - وده أسب همراه داشتند ومتاعهاى بسيار براي تجارت برداشتند ، وشب أول ماه ذي القعدة سال چهارم هجرت وارد بدر شدند وهشت روز در بدر ماندند ومتاعهاى خود را يك درهم به دو درهم فروختند واز جرأت مسلمانان رعبى در دل كافران افتاد ؛ أبو سفيان ملعون با دو هزار نفر از مكة بيرون آمد وپنجاه أسب همراه داشتند تا به مر الظهران رسيدند ودر آنجا پشيمان شد از بيرون آمدن وگفت : امسال خشكسال است وعلف وگياه كم است وسالى مىبايد رفت كه آب وگياه براي چهار پايان ما فراوان باشد . پس صفوان بن أمية أبو سفيان را ملامت كرد كه : من گفتم وعدهء جنگ مكن با ايشان ، الحال كه خلف وعده از ما شد باعث جرأت ايشان خواهد شد ، پس برگشتند ومشغول تهيهء جنگ خندق شدند « 1 » . وبعضي گفته‌اند : آيهء
حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ
« 2 » كه در غزوهء حمراء الأسد مذكور شد در اين جنگ نازل شد « 3 » . واز جملهء وقايع سال چهارم هجرت ، قصهء بنى أبيرق بود ، چنانكه علي بن إبراهيم وشيخ طبرسى وديگران روايت كرده‌اند كه : سه برادر بودند از أنصار از بنى أبيرق ( بشر وبشير ومبشر ) كه منافق بودند وهجو مىكردند رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وصحابه را واز زبان كافران شهرت مىدادند ، وايشان سوراخ كردند خانهء عم قتادة بن نعمان را كه از مجاهدان بدر بود وطعامي كه براي عيال خود تهيه كرده بود وشمشير وزره أو را دزديدند ؛ قتادة اين واقعه را به پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شكايت كرد وگفت : بنو أبيرق چنين خيانتى بر عم من كرده‌اند ، چون بنى أبيرق اين را شنيدند گفتند : اين كار لبيد بن جهل است ؛ چون لبيد اين را شنيد شمشير كشيد وبه خانهء بنى أبيرق آمد وگفت : شما مرا نسبت مىدهيد به دزدى وخود سزاوارتريد به آن وشمائيد كه هجو مىكنيد رسول خدا را وبه قريش نسبت مىدهيد ؟
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مجمع البيان 2 / 83 ومغازى 1 / 384 وطبقات ابن سعد 2 / 45 . ( 2 ) . سورهء آل عمران : 173 . ( 3 ) . تفسير الوسيط 1 / 522 - 523 ؛ تفسير غرائب القرآن 2 / 310 .