فصل چهارم در بيان غزوهء ذات الرقاع وغزوهء عسفان است
شيخ طبرسى در تفسير قول حق تعالى
وَإِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ
« 1 » كه در نماز خوف نازل شده گفته است كه : اين آية وقتي نازل شد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در عسفان بود ومشركان در ضجنان ، پس حضرت نماز عصر را به عنوان نماز خوف كرد ؛ وگفتهاند كه : اسلام ظاهري خالد بن وليد به اين سبب شد « 2 » .
واز تفسير أبو حمزهء ثمالى روايت كرده است كه : پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون به جنگ قبيلهء محارب وبنى انمار رفت وحق تعالى ايشان را گريزاند وأموال وفرزندان خود را ضبط كردند ، حضرت با لشكر خود فرود آمدند وچون كسى از دشمن پيدا نبود اسلحهء خود را كندند وحضرت به قضاى حاجت بيرون رفت بىسلاح وميان حضرت واصحابش واديى فاصله بود ، پس پيش از آنكه از حاجت خود فارغ شود سيلى آمد ووادى را پر كرد وباران مىباريد ، چون حضرت فارغ شد در زير درخت خارى نشست ، پس غورث بن حارث محاربي وقوم أو از بالاى كوه پيغمبر را ديدند كه تنها نشسته است واصحابش به أو گفتند : اينك محمد از اصحابش جدا مانده است أو را درياب ، غورث گفت : خدا مرا بكشد اگر أو را نكشم ، وشمشير خود را برداشت واز كوه به زير آمد وحضرت وقتي مطلع شد
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : 102 .
( 2 ) . مجمع البيان 2 / 103 .