وايشان روايت كردهاند كه كعب بن الأشرف نيز در اين شب كشته شد « 1 » .
وعلي بن إبراهيم روايت كرده است كه : حضرت متوجه خراب كردن خانههاى ايشان شد وايشان نيز چون قطع اميد از خانههاى خود كردند خانههاى نيكوى خود را به دست خود خراب مىكردند ، پس حضرت فرمود درختهاى خرماى ايشان را قطع كنند تا مورث قطع طمع ايشان شود ؛ ايشان گفتند : يا محمد ! خدا تو را امر به فساد نكرده است چرا درختها را مىبرى اگر از توست بردار ، واگر از ماست قطع مكن ؛ وچون كار بر ايشان بسيار تنگ شد أمان طلبيدند وگفتند : يا محمد ! مالهاى ما را به ما بده تا از ديار تو بيرون رويم . حضرت فرمود : همهء مالهاى شما را نمىدهم ، آنچه شتران شما بردارد به شما مىدهم ؛ پس قبول نكردند وباز چند روز ديگر ماندند وبعد از آن راضى شدند . حضرت فرمود : چون در أول راضى نشديد اكنون به شرطي شما را أمان مىدهم كه أموال خود را هيچ بيرون نبريد وهر كس چيزى با خود برداشته باشد أو را بكشم ، پس به اين شرط راضى شدند وبيرون آمدند « 2 » .
شيخ طبرسى روايت كرده است : به هر سه نفر ايشان حضرت يك شتر داد ويك مشك « 3 » ؛ وبعضي گفتهاند كه حضرت ايشان را رخصت داد كه بغير از اسلحهء جنگ هر چه توانند بر شتران خود بار كنند ؛ وگفتهاند كه بر ششصد شتر بار كردند ؛ واز اسلحهء ايشان پنجاه زره وپنجاه خود وسيصد وچهل شمشير به حضرت رسيد ، وچون أموال ايشان را بىجنگ گرفته بودند همه مخصوص پيغمبر بود « 4 » وليكن رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقولات را در ميان مهاجران قسمت كرد وخانهها ومزارع وچشمهها را به أمير المؤمنين عليه السّلام گذاشت كه آن جناب وقف أولاد فاطمه عليها السّلام كرد .
پس جمعى از يهودان بنى نضير بسوى فدك ووادى القرى رفتند وبعضي به جانب
هامش
( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 92 ؛ مناقب ابن شهرآشوب 1 / 248 با اختصار .
( 2 ) . تفسير قمى 2 / 359 .
( 3 ) . مجمع البيان 5 / 257 ؛ تاريخ طبري 2 / 85 ؛ تفسير بغوى 4 / 314 .
( 4 ) . بحار الأنوار 20 / 165 - 166 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى .