تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1002

مساهمون:

ص١٠٠٢

فصل سوم در بيان غزوهء بنى نضير است

شيخ طبرسى وعلي بن إبراهيم وابن شهرآشوب وديگران روايت كرده‌اند كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم داخل مدينه شد مصالحه كردند بنو نضير كه عمدهء طوايف مدينه بودند با آن حضرت كه مقاتله نكنند با مسلمانان وأعانت كسى بر ايشان نكنند ، وحضرت به اين شرط ايشان را أمان داد ، پس چون جنگ بدر واقع شد وحضرت بر مشركان غالب آمد گفتند : بخدا سوگند كه آن پيغمبرى است كه نعتش را در تورات يافته‌ايم كه علم أو هرگز برنمىگردد ، وچون جنگ أحد نزديك شد ومسلمانان گريختند به شك افتادند وعهد را شكستند وكعب بن الأشرف با چهل سوار از يهودان به مكة رفت وقسم خورد وبا ايشان هم سوگند شد كه اتفاق كنند بر دفع آن حضرت ، پس أبو سفيان با چهل نفر از قريش وكعب با چهل نفر از يهود در پيش كعبه حاضر شدند وبا يكديگر پيمان بستند وكعب با أصحاب خود بسوى مدينه برگشت . پس جبرئيل نازل شد واين خبر را به حضرت رسانيد وامر نمود حضرت را كه كعب بن الأشرف را به قتل رساند ، پس حضرت محمد بن مسلمه را فرستاد كه أو را به قتل رسانيد چنانكه سابقا مذكور شد . وأول منازعهء بنى نضير با آن حضرت به روايت علي بن إبراهيم آن بود كه در مدينه دو گروه از يهود بودند از أولاد هارون : يكى بنو نضير ، وديگرى بنو قريظة ؛ وقريظة هفتصد نفر بودند ونضير هزار نفر ؛ ونضير مالشان فراوانتر وحالشان نيكوتر از قريظة بود ؛ ونضير
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1002 | العلامة المجلسي