تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بگو آرى چنين باشد . پس حضرت بار كرد ومتوجه مدينه شد وچون داخل مدينه شد زنان به استقبال آن حضرت بيرون آمدند نوحه‌كنان ومىگريستند وأحوال كشتگان خود را مىپرسيدند ، پس زينب دختر جحش به استقبال حضرت آمد وأحوال كشتگان پرسيد ، حضرت فرمود : صبر كن از براي خدا ؛ پرسيد : براي كي ؟ فرمود : براي برادرت ! گفت : « انّا للّه وانّا اليه راجعون » گوارا باد براي أو شهادت ؛ باز حضرت فرمود : صبر كن براي خدا ، زينب گفت : براي كي ؟ فرمود : براي حمزة بن عبد المطلب ، زينب گفت : « انّا للّه وانّا اليه راجعون » گوارا باد أو را شهادت ؛ پس حضرت فرمود : صبر كن براي خدا ، زينب گفت : براي كي ؟ فرمود : براي شوهرت مصعب بن عمير ، گفت : « وا حزناه » . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : شوهر را نزد زن مرتبه‌اى هست كه هيچ‌كس را آن مرتبه نزد أو نيست ؛ پس أو گفت : يتيم شدن فرزندانش را بخاطر آوردم . تمام شد روايت علي بن إبراهيم « 1 » . شيخ طبرسى روايت كرده است كه : زنى از بنو نجار پدر وشوهر وبرادرش با حضرت شهيد شده بودند ، چون به جنگ‌گاه آمد أحوال آنها را نپرسيد ، پرسيد : آيا رسول خدا زنده است ؟ گفتند : بلى ، گفت : چنان كنيد كه من أو را ببينم ؛ مردم راه گشودند تا آن مؤمنه حضرت را ديد پس گفت : چون تو هستى هر مصيبت ديگر سهل است وبرگشت . وچون حضرت داخل مدينه شد واز خانه‌هاى بنو أشهل وبنو ظفر صداى نوحه‌كنندگان را شنيد پس ديده‌اش پرآب شد وبر روى مباركش ريخت وفرمود : امروز كسى نيست كه بر حمزه گريه كند ، چون سعد بن معاذ وأسيد بن حضير اين را شنيدند گفتند : هيچ زن از أنصار بر كشتهء خود گريه نكند تا أول برود وحضرت فاطمه را بر تعزيهء حمزه يارى كند ؛ چون حضرت گريهء ايشان را شنيد فرمود : برگرديد خدا شما را رحمت كند « 2 » ؛ وتا امروز در مدينه مقرر است كه هر مصيبت كه بر ايشان واقع مىشود أول بر حمزه نوحه مىكنند .
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 124 . ( 2 ) . إعلام الورى 85 .