أو صناديد قريش را به قتل رسانيد « 1 » .
أكثر مورخان عامه اعتراف كردهاند كه عمدهء كشتگان مشركان در روز أحد به شمشير بىنظير أمير كل أمير به راه سعير رفتند ، چنانكه محمد بن إسحاق كه معتبرترين مورخان عامه است روايت كرده است كه علمدار قريش كه طلحة بن أبي طلحه بود حضرت أمير أو را كشت وپسرش را أبو سعيد بن طلحه وبرادرش را خالد بن أبي طلحه « 2 » وعبد اللّه بن حميد وأبو الحكم بن اخنس ووليد بن أبي حذيفة وأمية بن أبي حذيفة وأرطأة بن شرحبيل وهشام بن أمية وعمرو بن عبد اللّه جمحى وبشر بن مالك وصواب مولاي بنى عبد الدار همه را آن حضرت كشت وفتح بر دست آن حضرت شد وحق تعالى همهء صحابه را عتاب كرد بر گريختن وأو را از آسمان ثنا كردند « 3 » .
وعلي بن إبراهيم روايت كرده است كه : چون جنگ ساكن شد ومشركان برگشتند حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : كيست كه علم داشته باشد از حال سعد بن ربيع ؟ مردى گفت : من مىروم به طلب أو ، پس حضرت اشاره كرد به موضعي وفرمود : در آنجا أو را طلب كن كه من أو را در آن موضع ديدم كه دوازده نيزه أو را فرو گرفته بود ، آن مرد گفت :
چون به آن موضع آمدم أو را در ميان كشتگان افتاده ديدم گفتم : يا سعد ! جواب نداد ، بازگفتم : يا سعد ! رسول خدا أحوال تو مىپرسد ؛ چون نام حضرت را شنيد سر برداشت وانتعاش كرد مانند جوجهاى كه از تخم بدر آيد وپرسيد : رسول خدا زنده است ؟ گفتم :
بلى واللّه زنده است وأو مرا خبر داد كه تو را در اين موضع در ميان دوازده نيزه ديده بود ، آن سعادتمند گفت : الحمد للّه راست گفت رسول خدا ودوازده طعنهء نيزه خوردهام كه همه به اندرونم رسيده است ، به قوم من كه انصارند سلام مرا برسان وبگو به ايشان كه اگر يك تن از شما ديدهاش حركت كند وبگذاريد كه خارى به پاى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم برود نزد خدا معذور نخواهيد بود ، اين را گفت ونفسي كشيد خون از أو روان شد مانند شترى كه ذبح
هامش
( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 88 .
( 2 ) . در مصدر « كلدة بن أبي طلحه » ذكر شده است .
( 3 ) . ارشاد شيخ مفيد 1 / 90 - 91 به نقل از محمد بن إسحاق .