كه بددلى كنند وبرگردند وخدا يار ونگهدارشان بود وبر خدا بايد توكل كنند مؤمنان » « 1 » .
وبه روايت علي بن إبراهيم حضرت فرمود : اين آيات در جنگ أحد نازل شد كه قريش از مكة به قصد محاربهء آن حضرت بيرون آمدند وحضرت از مدينه بيرون رفت كه تعيين فرمايد موضعي براي قتال ، ومراد از آن دو گروه عبد اللّه بن ابىّ است وگروهى كه متابعت أو كردند در ترك نصرت آن حضرت « 2 » .
وشيخ طبرسى از امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : مراد از اين دو گروه بنو سلمه وبنو حارثهاند كه دو گروهند از أنصار ؛ وبعضي گفتهاند : طايفهاى از مهاجران وطايفهاى از أنصار بودند كه به سبب برگشتن عبد اللّه بن ابىّ بد دل شدند وبرنگشتند « 3 » .
برگشتيم به روايت علي بن إبراهيم : پس حضرت موضع لشكر خود را از جانب راه عراق تعيين فرمود وعبد اللّه بن ابىّ وقوم أو جماعتى از خزرج متابعت رأى أو كردند ، پس حضرت أصحاب خود را شمرد وايشان هفتصد نفر بودند ، پس عبد اللّه بن جبير را با پنجاه نفر از تيراندازان بر در دره تعيين فرمود زيرا كه مىترسيد كه كمين ايشان از اين دره درآيند ؛ پس حضرت عبد اللّه بن جبير واصحابش را وصيت فرمود كه : اگر ببينيد ما را كه كافران را گريزاندهايم تا داخل مكة كردهايم ايشان را از جاى خود حركت مكنيد ، واگر ببينيد آنها را كه ما را گريزاندند تا آنكه ما را داخل مدينه كردند از جاى خود زايل مشويد .
پس أبو سفيان لعين خالد بن وليد را با دويست سوار مقرر كرد كه در كمين باشند وبه ايشان گفت كه : چون ببينيد كه ما با مسلمانان آميختيم ، از اين دره داخل شويد واز عقب مسلمانان درآئيد ؛ پس چون مشركان در برابر مسلمانان صف كشيدند وحضرت تعبيهء أصحاب خود نمود علم را به دست أمير المؤمنين عليه السّلام داد وأنصار همگى به يكدفعه حمله بر مشركان آوردند ومشركان با قبح وجوه گريختند وأصحاب حضرت متوجه أموال
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 111 . ونيز رجوع شود به مجمع البيان 1 / 496 .
( 2 ) . تفسير قمى 1 / 111 .
( 3 ) . مجمع البيان 1 / 495 .