تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
علي بن إبراهيم به سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون كفار قريش از جنگ بدر بسوى مكة مراجعت نمودند با آن حال كه از أكابر ايشان هفتاد نفر كشته وهفتاد نفر أسير شده بودند أبو سفيان گفت : اى گروه قريش ! مگذاريد زنان خود را كه گريه كنند بر كشتگان خود زيرا كه آب ديده آتش اندوه وحزن ونائرهء عداوت وحسد محمد را فرو مىنشاند ومحمد وأصحاب أو بر ما شماتت خواهند كرد ، ايشان چنين كردند وگريه نكردند وماتم كشتگان خود را نداشتند تا جنگ أحد واقع شد وبعد از آن زنان خود را رخصت ماتم ونوحه وگريه دادند . پس چون سال ديگر شد ارادهء جنگ أحد كردند وبا هم سوگندان خود از قبيلهء كنانه وغير ايشان جمعيت كردند واسلحهء بسيار تهيه كردند واز مكة با سه هزار سوار ودو هزار پياده بيرون آمدند وزنان را با خود آوردند كه مصيبت بدر را به ياد مردم بياورند وايشان را بر قتال تحريص كنند وأبو سفيان زن خود هند دختر عتبه را با خود برد وعمره دختر علقمة حارثيه نيز با ايشان بيرون آمد « 1 » . وكلينى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه از جملهء نعمتها كه حق تعالى بر رسولش منت گذاشته بود آن بود كه مىتوانست خواند وچيزى نمىنوشت ، وچون أبو سفيان متوجه أحد شد عباس نامه‌اى به حضرت نوشت وبسوى مدينه فرستاد وآن نامه وقتي به حضرت رسيد كه در بعضي از باغهاى مدينه بود ، پس حضرت نامه را خواند ومضمون آن را به أصحاب خود اظهار نفرمود وامر كرد ايشان را كه داخل مدينه
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 1 / 110 ؛ مجمع البيان 1 / 495 - 496 ودر آن ذيل روايت ذكر نشده است .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 935 | العلامة المجلسي