ودو مرد از آن كاروان أسير كردند يكى فرات بن حيان بود وچون اسلام اختيار كرد أو را نكشتند « 1 » .
ودر كتب معتبره ايراد نمودهاند كه : در سال دوم هجرت سريهء عمير بن عدي واقع شد وسببش آن بود كه زنى از يهود بود كه أو را عصماء بنت مروان مىگفتند وعيب مسلمانان بسيار مىگفت وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را هجو مىكرد . حضرت عمير را فرستاد كه داخل خانهء أو شد وشمشير بر سينهء أو گذاشت وأو را به دونيم كرد وهمان شب برگشت ونماز صبح را با حضرت ادا كرد « 2 » .
بعضي اين قضية را در وقايع سال سوم از هجرت ايراد نمودهاند « 3 » چنانكه بعد از اين مذكور مىشود ان شاء اللّه تعالى .
ودر همين سال بود كشتن كعب بن اشرف وأو مردى بود از أكابر يهود وشاعر بود وپيوسته به هجو رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ومسلمانان مشغول بود وايذاى ايشان مىنمود ، چون خبر فتح بدر به أو رسيد به غايت ملول شد وبه مكة رفت وكفار قريش را پرسش نمود وبر مصائب ايشان بسيار گريست وايشان را بر قتال حضرت تحريص نمود ، وچون برگشت واين خبر به آن حضرت رسيد أو را نفرين كرد وفرمود « اللّهمّ اكفني ابن اشرف بما شئت » پس محمد بن مسلمه گفت : يا رسول اللّه ! اگر خواهى من كفايت شرّ أو مىكنم ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أو را أجازت فرمود وبا سعد بن معاذ به امر حضرت مشورت نمود وبه بهانهء قرض گندم أبو نائله را كه برادر رضاعى كعب بود به نزد أو فرستادند ، وچون أبو نائله با أو صحبت بسيار داشت واظهار مودت نمود گفت : براي حاجتي آمدهام به نزد تو مىخواهم افشا نكنى ، اى كعب ! آمدن اين مرد به مدينه بلائي شد براي ما زيرا به سبب أو جميع عرب با ما دشمن شدند ودر صدد محاربه برآمدند وراه تجارت وآمد وشد مسدود گشته .
كعب گفت : من به شما گفتم كه چنين خواهد شد .
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 79 ؛ تاريخ طبري 2 / 54 .
( 2 ) . مغازى 1 / 172 ؛ طبقات ابن سعد 1 / 20 ؛ المنتظم 3 / 135 .
( 3 ) . إعلام الورى 86 .