اندك است واگر غنيمتها را به آنها دهى كه جنگ كردهاند براي أصحاب تو چيزى نمىماند ؛ وأو از اين مىترسيد كه حضرت غنيمتها وپوشش وسلاح وأسب كشتگان را ميان جهاد كنندگان قسمت نمايد وبه گروهى كه نزد خيمه مانده بودند چيزى ندهد ، ودر اين باب ميان صحابه نزاع شد تا آنكه از حضرت پرسيدند : اين غنيمتها از كيست ؟ پس حق تعالى اين آية فرستاد
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ قُلِ الْأَنْفالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ
« 1 » « سؤال مىكنند - اى محمد - از تو از حكم غنيمتهاى كافران بگو كه آنها از خدا ورسول است » ، چون اين آية نازل شد وخدا ايشان را در غنيمت بهرهاى نداد نااميد برگشتند ، پس حق تعالى آيهء خمس را فرستاد وحضرت خمس خود را نيز به ايشان بخشيد وخمس بر نداشت وهمه را ميان ايشان قسمت كرد .
پس سعد بن أبي وقاص گفت : يا رسول اللّه ! آيا سوارهء قتالكننده را مانند ضعيفان كه كارزار نكردهاند بهره مىدهى ؟ حضرت فرمود : مادرت به عزاى تو نشيند خدا به بركت ضعيفان شما را بر دشمنان يارى داد « 2 » .
وقطب راوندى وديگران روايت كردهاند كه : در آن شب حضرت را خواب نمىبرد ، از سبب آن پرسيدند ، حضرت فرمود : نالهء عباس در بند نمىگذارد كه من به خواب روم ، پس بند را از أو گشودند تا حضرت به خواب رفت « 3 » .
وابن بابويه از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : من خضر را در خواب ديدم پيش از جنگ بدر به يك شب وگفتم : مرا چيزى تعليم فرما كه به آن نصرت يابم بر دشمنان ، فرمود : بگو : « يا هو يا من لا هو الّا هو » . چون صبح شد خواب خود را به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عرض كرد فرمود : يا علي ! اسم أعظم را ياد تو داده است ؛ پس حضرت أمير عليه السّلام فرمود : اين نام بزرگوار پيوسته بر زبان من بود در روز بدر « 4 » .
هامش
( 1 ) . سورهء انفال : 1 .
( 2 ) . تفسير قمى 1 / 254 - 255 .
( 3 ) . خرايج 1 / 61 ؛ مجمع البيان 2 / 559 ؛ دلائل النبوة 3 / 141 ؛ المنتظم 3 / 111 .
( 4 ) . توحيد شيخ صدوق 89 .