تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 919

مساهمون:

ص٩١٩
ودر كتاب اختصاص از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام روايت كرده است كه : عباس در ميان أسيران بود در جنگ بدر وگفت : ندارم چيزى كه به فدا بدهم ، پس جبرئيل نازل شد وگفت : طلائى دفن كرده است در خانهء خود وأم الفضل زن خود را بر آن مطلع كرده است ، أمير المؤمنين عليه السّلام را بفرست تا آن را از نزد أم الفضل بيرون آورد . چون اين خبر را به عباس نقل فرمود ونشان دفينه را داد ، عباس أمير المؤمنين عليه السّلام را رخصت داد كه برود وآن طلا را از أم الفضل بگيرد . چون أمير المؤمنين عليه السّلام طلا را حاضر نمود عباس گفت : اى فرزند برادر ! مرا فقير كردى ؛ پس حق تعالى فرستاد : « اگر خدا خيرى در دلهاى شما بداند به شما خواهد داد بهتر از آنچه از شما گرفته شده است » « 1 » . « 2 » ابن بابويه به سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در نماز بر كشتگان بدر هفت تكبير ونه تكبير گفت « 3 » . نعمانى به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : جبرئيل در روز بدر علمي براي حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد كه نه از پنبه بود ونه از كتان ونه خز ونه حرير بلكه از برگ درختان بهشت بود ، وحضرت آن را در آن روز گشود وظفر يافت وفتح كرد ، پس آن را پيچيد وبه أمير المؤمنين عليه السّلام داد وأمير المؤمنين آن را در جنگ بصره گشود وظفر يافت ، پس آن را پيچيد وآن اكنون نزد ماست وكسى آن را نخواهد گشود تا قائم آل محمد عليه السّلام آن را بگشايد « 4 » . در بعضي از كتب معتبره مذكور است كه : در جنگ بدر ضربتي بر خبيب بن يساف خورد ودست أو از دوش جدا شد وأو دست خود را نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد وآن حضرت بر جاى خود گذاشت ودعا كرد تا ملتئم شد ، وچنان شد كه اثرى از بريدن ظاهر
هامش
( 1 ) . سورهء انفال : 70 . ( 2 ) . اختصاص 57 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 66 . ونيز رجوع شود به تفسير عياشى 1 / 310 وكافى 8 / 113 وكمال الدين وتمام النعمة 214 كه روايت در آنها از امام محمد باقر عليه السّلام مىباشد . ( 4 ) . غيبت نعمانى 362 ، وروايت در آنجا از امام صادق عليه السّلام است .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 919 | العلامة المجلسي