ايشان داخل مدينه مىشد أوس وخزرج ايشان را به خانه مىبردند واكرام مىكردند وايشان را بر خود اختيار مىكردند « 1 » .
وبعضي روايت كردهاند كه : بعد از بيرون آمدن از شعب در سال يازدهم نبوّت حضرت شش نفر از قبيلهء خزرج را مشاهده كرد كه ايشان أسعد بن زراره وعون بن الحرث ورافع بن مالك وقطبة بن عامر وعقبة بن عامر وجابر بن عبد اللّه بودند واز ايشان پرسيد كه :
شما كيستيد ؟ گفتند : ما از قبيلهء خزرجيم ، فرمود كه : ساعتي نمىنشينيد كه با شما سخن گويم ؟ ايشان نشستند وحضرت اسلام را بر ايشان عرض نمود وقرآن مجيد بر ايشان خواند ، چون آثار صدق در بيان آن حضرت يافتند به يكديگر گفتند كه : اين همان پيغمبر است كه يهود ما را خبر مىدادند بايد ما سبقت بگيريم وپيش از ساير قوم خود به أو ايمان آوريم ، پس ايمان آوردند وبه مدينه برگشتند وذكر آن حضرت در مدينه منتشر شد .
وچون سال دوازدهم شد دوازده نفر از أنصار آمدند وبا آن حضرت نزد عقبه بيعت كردند واين بيعت عقبهء أولى است ، وموافق اين روايت در اين سال حضرت مصعب بن عمير را به ايشان فرستاد كه مسائل دين وقرآن تعليم ايشان نمايد وايشان را به دين اسلام دعوت نمايد « 2 » .
ودر موسم ديگر در سال سيزدهم نبوّت جماعت بسيار از قبيلهء أوس وخزرج از مسلمانان وكفار به قصد ملازمت رسول مختار صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با حاج به مكة آمدند وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به نزد ايشان آمد وفرمود كه : آيا حمايت من مىكنيد كه من كتاب خدا را بر شما بخوانم ومسلمان شويد وثواب شما بهشت باشد ؟ گفتند : آرى يا رسول اللّه هر پيمان كه خواهى از براي خود واز براي پروردگار خود بگير ، حضرت فرمود كه : وعدهگاه ما وشما گردنگاه منى است در شب دوازدهم ؛ پس چون افعال حج را بجا آوردند وبه منى برگشتند أنصار جمع شدند ومسلمان بسيار در ميان ايشان بود وأكثر ايشان هنوز
هامش
( 1 ) . إعلام الورى 55 به نقل از علي بن إبراهيم ؛ قصص الأنبياء راوندى 332 .
( 2 ) . بحار الأنوار 19 / 23 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى .