تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
وبراي خود بكن ، پس حضرت فرمود كه : دوازده نفر از ميان خود جدا كنيد كه كفيل شما وسركردهء شما باشند چنانكه موسى عليه السّلام دوازده نقيب در ميان بني إسرائيل مقرر فرمود ، گفتند : هركه را مىخواهى اختيار كن ، پس جبرئيل تعيين نقبا كرد وحضرت به فرمودهء جبرئيل نه نفر از خزرج اختيار كرد : أسعد بن زراره وبراء بن معرور وعبد اللّه بن حزام پدر جابر ورافع بن مالك وسعد بن عباده ومنذر بن عمرو وعبد اللّه بن رواحه وسعد بن ربيع وعبادة بن صامت ؛ وسه نفر از أوس : أبو الهيثم بن تيهان وأسيد بن حضير وسعد بن خيثمة . وچون با حضرت بيعت كردند إبليس نزد عقبه ندا كرد كه : اى گروه قريش وساير عرب ! محمد با أوس وخزرج در عقبه‌اند وبا أو بيعت مىنمايند كه با شما جنگ كنند . چون قريش اين ندا را شنيدند به هيجان آمدند واسلحه برداشتند ومتوجه عقبه شدند ، پس حضرت أنصار را فرمود كه : پراكنده شويد . گفتند : يا رسول اللّه ! اگر مىفرمائى الحال شمشير مىكشيم وبا ايشان جنگ مىكنيم . حضرت فرمود كه : خدا مرا هنوز رخصت محاربهء ايشان نداده است . گفتند : يا رسول اللّه ! با ما بيرون مىآئى ؟ فرمود كه : منتظر امر الهىام . چون قريش با جمعيت تمام آمدند حمزه عليه السّلام شمشير خود را كشيد وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام شمشير كشيد وهر دو بر عقبه ايستادند . چون قريش به عقبه رسيدند وحمزه را ديدند گفتند : اين چه امر است كه براي آن جمع شده‌ايد ؟ حمزه گفت : اجتماعي نيست وبخدا سوگند هركه بالا مىآيد از عقبه گردنش را مىزنم . پس قريش برگشتند ودر روز عبد اللّه بن أبي را ديدند وگفتند : شنيديم كه قوم تو با محمد بيعت كرده‌اند بر جنگ ما ، وچون عبد اللّه خبر نداشت وأو را مطّلع نكرده بودند سوگند خورد كه چنين نيست وايشان تصديق أو كردند ، وأنصار بسوى مدينه برگشتند