مشرك بودند وعبد اللّه بن أبي لعنه اللّه در ميان ايشان بود ، پس حضرت در روز دوم منى يعنى روز يازدهم ايشان را گفت كه : همه در خانهء عبد المطّلب كه بر عقبه واقع است جمع شويد امّا يك يك بيائيد وكسى را از خواب بيدار مكنيد ، وحضرت در خانهء عبد المطّلب فرود آمده بود وأمير المؤمنين عليه السّلام وحمزه وعباس با آن حضرت بودند وچون شب شد هفتاد نفر از أوس وخزرج در آن خانه جمع شدند - وبه روايتي هفتاد وسه مرد ودو زن بودند « 1 » - وچون حضرت ايشان را به اسلام دعوت نمود وبر اسلام وعدهء بهشت فرمود أسعد بن زراره وبراء بن معرور وعبد اللّه بن حزام گفتند : يا رسول اللّه ! شرط كن براي خود وپروردگار خود هرچه خواهى ، حضرت فرمود : شرط مىكنم كه مرا محافظت نمائيد از آنچه جانهاى خود را از آن محافظت مىنمائيد وأهل بيت مرا محافظت نمائيد از آنچه أهل بيت وأولاد خود را از آن محافظت مىنمائيد ، گفتند : هرگاه چنين كنيم براي ما چه خواهد بود ؟ فرمود كه : بهشت از براي شما خواهد بود ودر دنيا مالك عرب خواهيد شد وعجم شما را أطاعت خواهند كرد وملوك وامرا خواهيد بود ، گفتند : راضى شديم .
پس عباس بن نضله كه از قبيلهء أوس بود برخاست وگفت : اى گروه أوس وخزرج ! مىدانيد كه بر چه چيز اقدام مىنمائيد ؟ بر جنگ عرب وعجم وبر محاربهء پادشاهان روى زمين ، اگر مىدانيد كه هرگاه به أو مصيبتى برسد أو را خواهيد گذاشت ويارى أو نخواهيد كرد پس أو را فريب مدهيد وبگذاريد كه در بلاد خود باشد زيرا كه هرچند قوم آن حضرت مخالفت أو كردهاند وليكن باز عزيز ومنيع است در ميان ايشان وكسى را قدرت آن نيست كه به أو ضررى برساند ؛ پس عبد اللّه بن حزام وأسعد بن زراره وأبو الهيثم بن تيهان گفتند : تو را چهكار است به سخن گفتن ؟ يا رسول اللّه ! خون ما فداى خون توست وجان ما فداى جان توست هر شرط كه خواهى براي پروردگار خود
هامش
( 1 ) . در مورد « هفتاد نفر » رجوع شود به إعلام الورى 59 وسيرهء ابن كثير 2 / 195 ؛ ودر مورد « هفتاد وسه مرد ودو زن » رجوع شود به مناقب ابن شهرآشوب 1 / 232 ودلائل النبوة 2 / 455 .