تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
آورده است ؟ جعفر گفت : بلى ؛ وشروع كرد به خواندن سورهء مريم تا به اينجا رسيد كه مىفرمايد
وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا . فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً
« 1 » پس نجاشي وجميع علماى نصارى كه در مجلس أو بودند همه به گريه افتادند وبسيار گريستند ، نجاشي گفت : مرحبا به شما وبه آن كه شما از پيش أو آمده‌ايد وگواهى مىدهم كه أو پيغمبر خداست واوست آن كه عيسى بن مريم به أو بشارت داده است ، واگر پادشاهى مرا مانع نبود هرآينه مىآمدم وكفش أو را برمىداشتم ، برويد كه شما ايمنيد وكسى را بر شما دستى نيست ؛ وامر كرد كه براي ايشان طعام وجامه وما يحتاج ايشان را بدهند . پس عمرو بن العاص گفت : اى پادشاه ! اين مخالف دين ماست ، أو را به ما بده . نجاشي دستى بر روى أو زد وگفت : ساكت شو بخدا سوگند كه اگر بد أو را بگوئى تو را به قتل مىرسانم ؛ وحكم كرد كه هديه‌هاى أو را به أو رد كردند ، وآن ملعون از مجلس نجاشي بيرون آمد وخون از رويش مىريخت وگفت : هرگاه تو چنين مىگوئى ديگر ما بد أو را نخواهيم گفت . وبر بالاى سر نجاشي كنيزى ايستاده بود وأو را باد مىزد ، چون نظر آن كنيز بر عماره افتاد عاشق عماره شد وعمرو اين معنى را دريافت ، چون به خانه برگشتند براي كينه وريا كه از عماره در سينه داشت به أو گفت : كنيز نجاشي خاطر تو را بسيار بهم رسانيد كسى به نزد أو فرست وأو را بسوى خود راغب گردان ؛ عماره از غايت حماقت فريب آن ملعون را خورد وكسى به نزد آن كنيز فرستاد وكنيز أو را أجابت كرد ، پس عمرو گفت : پيغام بفرست براي أو كه از بوى خوش پادشاه قدرى براي تو بفرستد ، چون كنيز بوى خوش را فرستاد عمرو براي تدارك كينهء قديم آن بوى خوش را از آن أحمق لئيم گرفت وبه نزد نجاشي برد وگفت : رعايت حرمت پادشاه وأطاعت أو بر ما واجب است وبايد كه چون داخل بلاد أو
هامش
( 1 ) . سورهء مريم : 25 و 26 .