شيخ طبرسى وعلي بن إبراهيم وديگران روايت كردهاند كه : چون دعوت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم قوى شد وجمعى به دين آن حضرت در آمدند كفار قريش با يكديگر اتفاق نمودند كه آنها را كه مسلمان شدهاند تعذيبها وشكنجهها وآزارها برسانند شايد كه از دين آن حضرت بر گردند ، پس هر قبيلهاى متوجه اذيت مسلمانانى كه در ميان ايشان بودند ، شدند ؛ وچون آن حضرت از جانب خدا به جهاد كافران هنوز مأمور نگرديده بود در سال پنجم بعثت به امر الهى جمعى از مسلمانان را مرخص فرمود كه به جانب حبشه هجرت نمايند وفرمود : پادشاه حبشه كه أو را نجاشي مىگويند واصحمه نام دارد پادشاه شايستهاى است وستم نمىكند وراضى به ستم نمىشود برويد ودر پناه أو باشيد تا حق تعالى مسلمانان را فرجى كرامت فرمايد .
ودر هجرت ايشان مصلحتها بود كه باعث اسلام نجاشي وجمعى از أهل حبشه شد واسلام أو موجب قوّت مسلمانان گرديد ، پس يازده مرد وچهار زن خفيه از أهل مكة گريختند وبه جانب حبشه روان شدند ، واز جملهء آنها بودند : عثمان ورقيه دختر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه زن أو بود ، زبير ، عبد اللّه بن مسعود ، عبد الرحمن بن عوف ، أبو حذيفة وسهله زن أو ، مصعب بن عمير ، أبو سلمة بن عبد الأسد وزن أو امّ سلمه دختر أبى أمية ، عثمان بن مظعون ، عامر بن ربيعه وزن أو ليلى دختر أبى خيثمة ، حاطب بن عمرو ، سهيل بن بيضاء « 1 » ؛ وايشان يك يك خفيه رفتند وچون به كنار دريا رسيدند وكشتى از تجّار حاضر بود سوار شدند وبه جانب حبشه روانه گرديدند ، چون كفار قريش از رفتن ايشان مطّلع
هامش
( 1 ) . در مجمع البيان 2 / 233 « سهل بن بيضاء » آمده است .