شدند از عقب ايشان رفتند وبه ايشان نرسيدند .
پس ايشان در ملك نجاشي ماه شعبان ورمضان ماندند ودر ماه شوال برگشتند وهر يك به أمان يكى از أهل مكة داخل مكة شدند بغير ابن مسعود كه أو بزودى معاودت نمود بسوى حبشه ؛ به سبب اين هجرت شدت أهل مكة بر مسلمانان زيادة شد ودر آزار واضرار ايشان مبالغهء بسيار كردند ، بار ديگر حضرت ايشان را به امر الهى مرخص فرمود كه بسوى حبشه هجرت كردند ودر اين مرتبه حضرت جعفر بن أبي طالب با هفتاد ودو نفر از مسلمانان ( به روايت علي بن إبراهيم ) « 1 » متوجه حبشه شدند - وديگران گفتهاند مجموع آنها كه بسوى حبشه هجرت كردند هشتاد ودو نفر بودند از مردان بغير أطفال وزنان « 2 » ؛ وبه روايتي : يازده زن با ايشان رفتند « 3 » - ودر اين مرتبه كفار قريش عمرو بن العاص وعمارة بن الوليد را با تحف وهدايا به نزد نجاشي فرستادند كه ايشان را برگردانند ، وميان عمرو وعماره عداوتى بود قريش ميان ايشان اصلاح كردند وايشان را به اتفاق فرستادند ، وعماره جوان بسيار خوشروئى بود وعمرو بن العاص زن خود را برداشته بود ، چون به كشتى سوار شدند شراب خوردند وعماره به عمرو گفت : زن خود را بگو كه مرا ببوسد ، عمرو گفت : چون تواند بود كه زن من تو را ببوسد ؟ ! چون عمرو مست شد وبر سر كشتى نشسته بود عماره دستى بر أو زد وأو را به دريا افكند ، عمرو به سر كشتى چسبيد وأو را بيرون آوردند وبه اين سبب عداوت ميان ايشان محكم شد . وچون به خدمت نجاشي رسيدند أو را سجده كردند وهداياى خود را گذرانيدند وبه أو عرض كردند كه :
گروهى از ما مخالفت ما كردهاند در دين ما وخدايان ما را دشنام مىدهند واز ما گريخته بسوى تو آمدهاند مىخواهيم ايشان را به ما رد كنيد . پس نجاشي فرستاد وجعفر را طلبيد .
ابن مسعود گفت : چون به نزد نجاشي مىرفتيم جعفر گفت : شما سخن مگوئيد ومكالمهء با پادشاه را به من بگذاريد ، چون داخل مجلس شديم امراى نجاشي گفتند :
هامش
( 1 ) . در تفسير قمى 1 / 176 « هفتاد نفر » آمده است .
( 2 ) . مجمع البيان 2 / 233 .
( 3 ) . بحار الأنوار 18 / 422 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى .