پير كيست ؟ گفت : إبليس لعين است مىخواهد ايشان را از ولايت علي عليه السّلام منع كند وبر فسق وفجور تحريص نمايد ، گفتم : اى جبرئيل ! مرا بسوى آن بقعه فرو بر ؛ پس مانند برق جهنده به يك چشم بر هم زدن مرا به آن موضع رسانيد ومن به أو خطاب كردم كه : « قم » يعنى : « برخيز » اى ملعون وشريك شو در مال واولادان وزنان دشمنان ايشان كه تو را بر شيعيان من وشيعيان على سلطنتى نيست . پس از آن روز آن شهر را قم ناميدند براي آنكه حضرت به شيطان گفت « قم » « 1 » .
وسيد ابن طاووس به سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : شبى در حجر إسماعيل خوابيده بودم ناگاه جبرئيل پاى مرا فشرد ، چون بيدار شدم كسى را نديدم وچون به خواب رفتم بار ديگر پاى مرا فشرد ، وچون بيدار شدم دستم را گرفت ومرا بر روى كرسي نشانيد مانند آشيان مرغان وبه يك چشم همزدن ديدم كه در مكان ديگرم ، گفت : مىدانى در كجائى ؟ گفتم : نه ، گفت : اين بيت المقدس است كه حشر خلايق به اينجا خواهد شد ؛ پس جبرئيل انگشت سبابه را بر گوش راست نهاد واذان دو تا دو تا گفت ودر آخر « حيّ على خير العمل » گفت واقامه را دو تا دو تا گفت ودر آخرش دو مرتبه « قد قامت الصّلاة » گفت ، چون فارغ شد نوري از آسمان ساطع شد وبه آن نور قبرهاى پيغمبران شكافته شد واز هر طرف لبيكگويان بسوى بيت المقدس آمدند ، پس چهار هزار وچهارصد وچهارده پيغمبر جمع شدند وصف كشيدند وجبرئيل بازوى مرا گرفت وپيش داشت وگفت : اى محمد ! نماز كن با پيغمبران كه برادران تواند وتو خاتم ايشانى وخاتم أولى است از مختوم ، چون به جانب راست خود نظر كردم پدرم إبراهيم خليل را ديدم كه دو حلّهء سبز پوشيده بود ودر جانب راستش دو ملك ودر جانب چپش دو ملك ايستاده بودند ، چون به جانب چپ خود نظر كردم برادر ووصىّ خود علي بن أبي طالب را ديدم كه دو حلّهء سفيد پوشيده بود ودر هر طرفش دو ملك ايستاده بودند ، چون أو را ديدم بسيار شاد شدم ؛ وچون از نماز فارغ شدم به نزد إبراهيم عليه السّلام رفتم وبا من
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 572 .