برد از جملهء آياتي كه به أو نمود آن بود كه در بيت المقدس أرواح جميع پيغمبران را نزد آن حضرت جمع كرد وجبرئيل را فرمود اذان واقامه گفت ودر اذان « حيّ على خير العمل » گفت وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيش ايستاد وپيغمبران همه با أو نماز كردند وچون از نماز فارغ شد به امر الهى از ايشان پرسيد : بر چه چيز گواهى مىدهيد وچه چيز مىپرستيد ؟
گفتند : گواهى مىدهيم كه خداوندى نيست بجز معبود يكتا وأو را شريكي در آفرينش ومعبوديّت نيست وگواهى مىدهيم كه تو پيغمبر اوئى وبر اين اعتقاد از ما عهد وپيمان گرفتهاند ، نافع عرض كرد : راست گفتى اى أبو جعفر « 1 » .
وبه سند حسن از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : در شب معراج جبرئيل براق را براي محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورد وآن حضرت سوار شد وبه بيت المقدس رفت ودر آنجا ديد آنكه را ديد از برادران خود از پيغمبران ، وچون برگشت از معراج أصحاب خود را خبر داد كه : من در اين شب به معراج رفتم ووارد بيت المقدس شدم وبر براق سوار شدم وعلامت راستى گفتار من آن است كه در عرض راه به قافلهء أبو سفيان رسيدم كه از شام مىآمدند وبر سر فلان آب فرود آمده بودند وشتر سرخى از ايشان گم شده بود واز پى بىآن مىگرديدند وآن قافله نزد طلوع آفتاب داخل خواهند شد وشتر سرخى در جلوى آن قافله خواهد بود ، پس بعضي از كافران قريش بر سبيل استهزاء گفتند : طرفه سوار تندروى است كه در يك شب به شام مىرود وبرمىگردد در ميان شما جمعى هستند كه شام را ديدهاند اگر راست مىگويد وصف بيت المقدس وقنديلها وستونهاى آن را وكيفيت بازارهاى شام را از أو بپرسيد تا دروغ أو بر شما ظاهر گردد ، چون پرسيدند جبرئيل صورت شام را در برابر آن حضرت بازداشت وهرچه مىپرسيدند حضرت نظر مىكرد وجواب ايشان مىفرمود تا آنكه همهء جوابها را مطابق آنچه مىدانستند شنيدند وايمان نياوردند از ايشان مگر اندكى ، پس حق تعالى اين آية را فرستاد
وَما تُغْنِي الْآياتُ وَالنُّذُرُ
هامش
( 1 ) . كافى 8 / 120 - 121 .