تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
هرچه حكم كنى أطاعت مىكنم . رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : بنشين شايد آنها كه از تو بزرگترند برخيزند ؛ پس بار ديگر فرمود ، باز ايشان ساكت شدند وعلي عليه السّلام برخاست ؛ پس در مرتبهء سوم حضرت أو را نزديك طلبيد وبا أو بيعت كرد وآب دهان مباركش را در دهان أو انداخت ودر ميان دو كتف وسينهء أو انداخت ؛ پس أبو لهب گفت : خوب جزايى دادى پسر عمّ خود را كه أجابت تو كرد ودهانش را پر از آب دهان كردى . حضرت فرمود : بلكه أو را مملو گردانيدم از علم وحلم وفهم ودانش . پس برخاستند وبيرون آمدند وخنديدند وبه أبو طالب گفتند : تو را امر خواهد كرد كه أطاعت پسر خود بكنى « 1 » . ودر أحاديث صحيحه از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بعد از آنكه وحى بر أو نازل شد سيزده سال در مكة ماند - به روايتي سه سال ، وبه روايتي پنج سال - واز كافران قريش ترسان بود وبغير علي بن أبي طالب عليه السّلام وخديجة كسى با أو نبود تا آنكه حق تعالى فرستاد
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ
« 2 » يعنى : « پس ظاهر گردان وعلانيه بگو آنچه را به آن مأمور شده‌اى واعراض كن از مشركان ومتعرّض ايشان مشو واز ايشان پروا مكن » « 3 » . ودر حديث صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : أجابت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را نكرد احدى پيش از علي بن أبي طالب عليه السّلام وخديجة ، وبعد از آن سه سال آن حضرت در مكة پنهان وخائف وهراسان بود از كافران وانتظار فرج مىكشيد تا آنكه حق تعالى امر نمود آن حضرت را به اظهار دعوت خود ، پس حضرت به مسجد آمد ودر حجر إسماعيل ايستاد وبه صداى بلند ندا كرد : اى گروه قريش ! واى طوايف عرب ! شما را مىخوانم
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مجمع البيان 4 / 206 وطرائف 20 و 21 ومناقب ابن شهرآشوب 2 / 31 - 33 وخرايج 1 / 92 وتفسير طبري 9 / 483 وتفسير بغوى 3 / 400 ومجمع الزوائد 8 / 302 . ( 2 ) . سورهء حجر : 94 . ( 3 ) . كمال الدين وتمام النعمة 344 - 345 .