تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
عداس به سجده افتاد وگفت : قدّوس قدّوس از كجا دانستى نام جبرئيل را در شهري كه خدا در آن پرستيده نمىشود ؟ خديجة أو را سوگند داد كه به كسى نقل نكند وگفت : محمد بن عبد اللّه مىگويد كه : جبرئيل به نزد أو مىآيد . عداس گفت : جبرئيل ناموس بزرگ خداست كه بر موسى وعيسى عليهما السّلام نازل مىشد ؛ پس عداس گفت : گاه هست كه شيطان خود را به صورت ملك مىنمايد ، اين كتاب مرا ببر به نزد أو اگر از جنّ وشيطان است از أو بر طرف مىشود واگر از جانب خداست به أو ضررى نمىرساند . چون خديجة به خانه آمد ديد كه حضرت نشسته است وجبرئيل اين آيات را بر آن حضرت مىخواند
ن وَالْقَلَمِ وَما يَسْطُرُونَ . ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ
« 1 » « بحقّ ن وقلم وآنچه مىنويسند به قلم سوگند كه تو به نعمت پروردگار خود ديوانه نيستى وآنچه مىبينى از جن وشيطان نيست » . چون خديجة اين آيات را شنيد شاد شد ؛ پس عداس به خدمت پيغمبر آمد وعلامتي كه در كتب خوانده بود در آن حضرت مشاهده كرد وگفت : مىخواهم مهر نبوت را به من بنمايى ، چون نظرش بر خاتم نبوت افتاد به سجده افتاد وگفت : قدّوس قدّوس بخدا سوگند تويى آن پيغمبرى كه بشارت داده‌اند به تو موسى وعيسى ؛ پس گفت : اى خديجة ! بدرستى كه براي أو امر عظيمى ظاهر خواهد شد ، وبه حضرت گفت : آيا مأمور به جهاد شده‌اى ؟ فرمود : نه ، عداس گفت : تو را از اين شهر بيرون خواهند كرد ومأمور به جهاد خواهى شد واگر من تا آن وقت زنده بمانم در پيش روى تو شمشير خواهم زد « 2 » . واز حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : در روز نوروز جبرئيل بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد « 3 » .
هامش
( 1 ) . سورهء قلم : 1 و 2 . ( 2 ) . بحار الأنوار 18 / 228 به نقل از المنتقى في مولود المصطفى . ( 3 ) . بحار الأنوار 56 / 92 .