تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦
نشده بود ؛ چهارم در وقتي كه سورهء حمد نازل شد « 1 » . وعلي بن إبراهيم به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حق تعالى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم را به رسالت مبعوث گردانيد جبرئيل را امر كرد كه به بالى از بالهاى خود زمين را كند وبراي آن حضرت بازداشت وچنان شد كه آن حضرت به همه جاى زمين نظر مىكرد مانند كسى كه به دست خود نظر كند وبه مشرق ومغرب نظر مىكرد وبا هر گروهى به لغت ايشان سخن گفت وايشان را به دين خود دعوت نمود ، وحق تعالى به قدرت كاملهء خود چنان كرد كه همهء أهل شهرها أو را ديدند وصداى أو را شنيدند ورسالت أو را فهميدند « 2 » . وعلي بن إبراهيم وابن شهرآشوب وشيخ طبرسى وقطب راوندى وساير محدثان ومفسران روايت كرده‌اند كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيش از بعثت از قوم خود كناره مىكرد وعزلت از ايشان مىنمود ودر كوه حرا تنها به عبادت حق تعالى قيام مىنمود وحق تعالى آن حضرت را به تأييد روح القدس وخوابهاى راست وصداهاى ملائكة والهامات صادقه هدايت مىنمود وبر مدارج عاليه قرب محبت ومعرفت ترقّى مىفرمود وأو را به حليهء فضل وعلم واخلاق حميده وآداب پسنديده مزيّن مىگردانيد ، ودر اين أحوال بغير حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام وخديجة كسى محرم آن حضرت نبود تا آنكه چون سى وهفت سال از عمر شريف آن حضرت گذشته در خواب ديد كه ملكي ندا مىكند آن حضرت را كه : يا رسول اللّه ؛ پس روزى در ميان كوههاى مكة مىگرديد وگوسفندان أبو طالب را مىچرانيد شخصي را ديد كه گفت : يا رسول اللّه ، حضرت فرمود كه : تو كيستى ؟ گفت : من جبرئيلم خدا مرا بسوى تو فرستاده است كه تو را به رسالت بفرستم ؛ پس آبى از آسمان براي أو آورد . وبه روايت ديگر : پاى خود را در زمين فرو برد وچشمه‌اى از آب ظاهر شد وجبرئيل
هامش
( 1 ) . خصال 263 ؛ تفسير عياشى 1 / 20 ؛ قصص الأنبياء راوندى 43 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 203 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 676 | العلامة المجلسي