تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
است حال رسول خدا ؟ دحيه گفت : بخير است اى برادر رسول خدا ، حضرت فرمود : خدا تو را جزاى خير دهد . دحيه گفت : من تو را دوست مىدارم وتو را نزد من مدحي هست كه براي تو هديه آورده‌ام توئى أمير مؤمنان وكشانندهء شيعيان بسوى جنان وبهترين فرزندان آدم بعد از پيغمبر آخر الزمان ودر دست تو خواهد بود علم حمد در روز قيامت ، تو با محمد وشيعيان شما پيش از هر كس داخل بهشت خواهيد شد ، رستگار است هركه تو را دوست دارد ونااميد است هركه دست از ولايت تو بردارد ، هركه تو را دوست دارد به محبت محمد تو را دوست داشته است وهركه تو را دشمن دارد به دشمنى محمد تو را دشمن داشته است وشفاعت محمد به ايشان نخواهد رسيد ، نزديك بيا كه تو سزاوارترى به برگزيدهء خدا ؛ پس سر آن حضرت را در دامن أمير المؤمنين عليه السّلام گذاشت ورفت . چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيدار شد فرمود : اين چه صدا بود وبا كي سخن مىگفتى ؟ أمير المؤمنين عليه السّلام گفت : دحيه به من چنين گفت ، حضرت فرمود : دحيه نبود بلكه جبرئيل بود وتو را به نامى خواند كه خدا تو را به آن نام كرده است واوست كه محبت تو را در دلهاى مؤمنان انداخته است وترس تو را در سينه‌هاى كافران جا داده است « 1 » . وحميرى به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : چند روز وحى از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حبس شد ، گفتند : يا رسول اللّه ! چرا وحى بر شما نازل نمىشود ؟ فرمود كه : چگونه نازل شود وحال آنكه شما ناخن نمىگيريد وبوهاى بد را از خود دور نمىكنيد « 2 » . وابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : إبليس لعين چهار مرتبه ناله كرد : أول روزى كه ملعون شد ؛ دوم روزى كه أو را به زمين فرستادند ؛ سوم در هنگامى كه محمّد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مبعوث شد بعد از آنكه زمانها گذشته بود كه پيغمبرى مبعوث
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسي 604 ؛ بشارة المصطفى 100 ؛ اليقين 129 . ( 2 ) . قرب الإسناد 24 ؛ كافى 6 / 492 ؛ وسائل الشيعة 2 / 132 . وروايت در دو مصدر أخير از امام صادق عليه السّلام مىباشد .