تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شد آن حضرت بر استر شهبا سوار بود وبه سبب نزول وحى چنان سنگين شد كه استر از رفتار ماند وپشتش خم وشكمش آويخته شد به مرتبه‌اى كه نزديك شد كه نافش به زمين برسد وآن حضرت بيهوش شد ودست خود را بر سر منبه بن وهب گذاشت ، وچون آن حالت زايل شد سورهء مائده را بر ما خواند « 1 » . وابن طاووس از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه عثمان بن مظعون گفت كه : من در مكة روزى از در خانهء حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گذشتم ديدم آن حضرت بر در خانه نشسته است ، پس نزد أو نشستم ومشغول سخن شدم ناگاه ديدم كه ديده‌هاى مباركش بسوى آسمان بازماند تا مدتي ، پس ديدهء خود را به جانب راست گردانيد وسر خود را حركت مىداد مانند كسى كه با كسى سخن گويد واز كسى سخن شنود ، پس بعد از زماني به جانب آسمان مدتي نگريست پس به جانب چپ خود نظر كرد ورو به جانب من گردانيد واز چهرهء گلگونش عرق مىريخت ، من گفتم : يا رسول اللّه ! هرگز شما را بر اين حالت نديده بودم ، فرمود كه : مشاهده كردى حال مرا ؟ گفتم : بلى ، فرمود : جبرئيل بود بر من نازل شد واين آية را آورد
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَيَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 2 » . عثمان گفت : از خدمت آن حضرت برخاستم وبه نزد أبو طالب رفتم وآية را بر أو خواندم ، أبو طالب گفت : اى آل غالب ! متابعت نماييد محمد را تا هدايت يابيد ورستگار گرديد بخدا سوگند كه أو نمىخواند شما را مگر بسوى مكارم اخلاق « 3 » . وشيخ طوسي به سند معتبر از ابن عباس روايت كرده است كه : هر بامداد أمير المؤمنين عليه السّلام به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىآمد وحضرت نمىخواست كه ديگرى از أو پيشتر بيايد ، روزى آمد ديد كه حضرت در صحن خانه خوابيده است وسر خود را در دامن دحيهء كلبى گذاشته است ، حضرت أمير عليه السّلام گفت : السلام عليك چگونه
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 288 . ( 2 ) . سورهء نحل : 90 . ( 3 ) . سعد السعود 122 .